• تفاوت در میان تصمیم و عمل

    تفاوت در میان تصمیم و عمل

    پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند؛ یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد؛ سوال: چند عدد قورباغه باقی می ماند؟ جواب: پنج عدد! چرا؟ چون تصمیم گرفتن، انجام دادن نیست. نکته: تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است. هرگاه کسی، طرحی را ارائه کند، می بینید که ده نفر قبل از او …

    ادامه مطلب »
  • بزرگمرد کوچک!

    بزرگمرد کوچک!

    متنی که در این سطور می خوانید، گفتگوی من با یک پسر نوجوان است که بسیار مرا متأثر نمود و خواستم با شما عزیزان شریک سازم   داخل موتر شدم؛ چشمم به نوجوانی افتاد که در گوشه ای از چوکی نشسته است؛ رفتم درکنارش نشستم. با خود گفتم: باشد تا از این نوجوان از کارهای …

    ادامه مطلب »
  • درس اخلاق از دنیای مورچه ها !!

    درس اخلاق از دنیای مورچه ها !!

    علامه ابن قیم – رحمه الله – در کتاب مفتاح دار السعاده از یکی از عارفان نقل می‌کند که ایشان می‌گوید: روزی مورچه‌ای را دیدم که خود را به تکه‌ای از یک ملخ نزدیک کرد و خواست آن را بلند کند اما به تنهایی قادر به این کار نبود لذا از آنجا رفت و پس …

    ادامه مطلب »
  • شیخ برکات!

    شیخ برکات!

    بنگر که چگونه شیطان با احساسات مردم بازی می کند. تا آنجا که ایشان را از پرستش پروردگار آسمانها و زمین روگردانده و به بزرگ داشت مرده ها، بلکه خاک، جنازه و جسد آنها فرا خوانده و سوق میدهد، و گاهی قضیه با مقدس کردن قبری از قبرها شروع شده و شایع می شود که صاحب قبر به زیارت …

    ادامه مطلب »
  • داستان عابد و رهگذر

    داستان عابد و رهگذر

    در داستانهاى پيشين آورده اند که کسى درختى را ديد که مردم آنرا عبادت ميکنند، پس تصمیم گرفت درخت را قطع کند تا مردم آنرا عبادت نکنند. در راه شخصى به او برخورد و از او پرسيد: با اين تبر کجا ميروى؟ گفت: مردم درختی را عبادت ميکنند و مرتکب شرک شده اند و من …

    ادامه مطلب »
  • مثبت نگر باش! (داستان)

    مثبت نگر باش! (داستان)

    در دهه سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکده کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می توانی در آن نماز بخوانی! دانشجو …

    ادامه مطلب »
  • یوسف اسلام، چگونه مسلمان شد؟ (از زبان خودش)

    یوسف اسلام، چگونه مسلمان شد؟ (از زبان خودش)

    بیایید داستان مسلمان شدن‌اش را از زبان خود او بخوانیم: دوران کودکی از پدری یونانی قبرسی و مادری سوئدی متولد شدم. ما در بخش غربی لندن زندگی می‌کردیم و وضع مادی ما عادی بود. والدینم من را به مدرسه‌ای که متعلق به کلیسای کاتولیک بود، فرستادند. آن‌ها از لحاظ مذهبی سخت‌گیر نبودند اما می‌خواستند که …

    ادامه مطلب »
  • داستان زن و بادمجان!

    داستان زن و بادمجان!

    شیخ علی طنطاوی ـ رحمت الله علیه ـ در خاطرات و یادداشت‌هایش می‌گوید: در دمشق مسجد بزرگی به نام مسجد جامع توبه وجود دارد که مسجدی با برکت و دارای اُنس و زیبایی است. بدین خاطر به آن مسجد توبه می‌گویند که آن‌جا قبلاً خانه‌ِی فحشا و منکرات بوده است، یکی از پادشاهان مسلمان در …

    ادامه مطلب »
  • آنکه پایش را دراز می‌کند دستش را دراز نمی‌کند!

    آنکه پایش را دراز می‌کند دستش را دراز نمی‌کند!

    ستمگر شام، «ابراهیم پاشا»، فرزند «محمد علی» حاکم قدرتمند مصر، وارد مسجد اموی شد؛ در آن هنگام عالم مشهور شام، «شیخ سعید الحلبی» برای نمازگزاران درسی علمی القا می‌کرد. ابراهیم پاشا از کنار شیخ گذشت و شیخ که در آن حال پایش را دراز کرده بود هیچ حرکتی به خود نداد و پایش را جمع …

    ادامه مطلب »
  • نترس؛ پیش‌ بیا که پروردگار منتظر توست

    نترس؛ پیش‌ بیا که پروردگار منتظر توست

    در زمان بنی‎اسرائیل، در یکی از شهرها، شخصی به نام «کِفل» زندگی می‎کرد. او مردی بی‎پروا بوده و میان حلال و حرام تفاوتی قایل نبود. همشهریان او از این خصلت‎هایش اطلاع داشتند و وقتی نام او بر سر زبان‎ها می‎آمد، هرگز کسی از او به نیکی یاد نمی‎کرد. در شبی‎ از شب‎ها که همۀ مردم به …

    ادامه مطلب »
  • نوای دلنشین اذان مرا مسلمان کرد

    نوای دلنشین اذان مرا مسلمان کرد

     به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی «On Islam»، این بانوی تازه‌مسلمان انگلیسی می‌گوید: من در یک خانواده معمولی انگلیسی با والدینی غیرموحد بزرگ شدم و دوران کودکی و جوانی من بدون اتفاق خاصی سپری شد. تا اینکه دو سال پیش برای دیدن دوستی به تونس رفتیم. لیزا ادامه می‌دهد: بازدید از قیروان، یکی از شهرهای مهم اسلامی جهان، …

    ادامه مطلب »
  • گاهی الله متعال مسیر اشتباه راهم سبب هدایت می کند

    گاهی الله متعال مسیر اشتباه راهم سبب هدایت می کند

    دو جوان که اهل شهر زیبای مدینه منوره بودند، به ترکیه سفر کردند تا به راحتی و آزادی از نوشیدن شراب لذت ببرند. زمانی که به استانبول رسیدند، مقداری شراب خریده  و با تاکسی به یکی از روستاهای اطراف استانبول رفتند. آن ها برای اقامت در هتلی رفتند، مهماندار هتل هنگام ثبت مشخصات از آنها …

    ادامه مطلب »
  • داستان استقامت زن با ایمان

    داستان استقامت زن با ایمان

    شب غم انگیزی بود. آسمان ابری بود و باد تندی می وزید. خدیجه در اتاقی محقر سه فرزندش را در آغوش گرفته بود و با نگرانی به آسمان می نگریست، زیرا بیم داشت پیش از بازگشت همسرش به خانه، طوفان آغاز شود. او سعی می کرد که نگرانی اش را از فرزندانش مخفی کند که …

    ادامه مطلب »
  • داستان مسلمان شدن شخصی به خاطر مهمان نوازی یک مسلمان

    داستان مسلمان شدن شخصی به خاطر مهمان نوازی یک مسلمان

    محمد استیفن لیکا، دعوتگرِ بزرگِ اسلام وایتالیایی تبار است او معتقداست اسلام با اخلاقِ زیبا است که انتشار می یابد نه صرفاً باسخن. او برای اینکه صورت واقعی مسلمانان را به جهان نشان دهد تصمیم گرفته سفری به دور دنیا داشته باشد، وی با ماشین خود به بیشتر از پنجاه دولت سفرکرده وبرای اینکه سیمای …

    ادامه مطلب »
Show Buttons
Hide Buttons