Home / بیداری اسلامی / سلطان محمد فاتح قسطنطنیه

سلطان محمد فاتح قسطنطنیه


(ببین من در حال مرگ هستم
اما محزون نیستم زیرا باز مانده ای دارم چون تو؛
توصیه می کنم که عدالتگر، نیکوکار و مهربان باشی، و پشتیبانی ات را بدون تبعیض بر همه رعیتت بگسترانی و در توسعه دین اسلام کوشا باشی، زیرا این یگانه وظیفه ی پادشاهان زمین است..)

* مطلعی بود از وصیت نامه سلطان محمد فاتح، آن سلحشوری که رؤیای فتح قسطنطیه را خداوند با دستان او به حقیقت پیوند داد؛ رؤیایی که همه ی رهبران والای مسلمان از عصر صحابه تا بعد، آرزوی برآوردن آن را در سینه داشتند و همه در جهت برآوردن این افتخار کوشیده اند.
اما این دلیر مردِ تکاور برخاست تا با دستان خود وعده ی ر سول گرامی -صلی الله علیه وسلّم- را نسبت به فتح این شهر باستانی و زیبا، محقّق سازد؛ زیرا از سنین نوزادی آرزو داشت که خود فاتح این سرزمین شود، و از اینرو همواره در ساحل دریا می نشست و چشمانش در امتداد امواج دریا به سوی قسطنطنیه سفر می کرد و مربّی اش نیز دوشادوش او نشسته بود و در این آرزوی مقدّسش روح می دمید و همواره حدیث آنحضرت را در گوشش زمزمه میکرد که:
“لتفتحنّ القسطنطنیه ولنعم الأمیر أمیرها ولنعم الجیش ذلک الجیش”.
هر آئینه، شما قسطنطنیه را خواهید گشود و چه امیری خوب است امیر (فاتح) قسطنطنیه و چه لشکری خوب است آن لشکر.
..
همه می میرند امّا بزرگمردان تاریخ، روحشان آسمانی می شود تا گفتارها و کردارهایشان در نهر تاریخ در جریان بماند و توسط دسته دسته ی مردم نقل شود.

عکس پیوست شده، شمشیری است که با آن وجود پیکر بزرگترین امپراتور عصور باستانی عهد بیزانس (رومیان)؛به عدم تبدیل شد‌، و توسط این شمشیر سینه های پادشان اروپا را در میان ۶ سده وحشت فرا گرفت.‌..‌

======
چکیده ای از افتخارات #حکومت_عثمانیان

🔹🔹
✍ برگردان: داوود یعقوبی

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons