Home / آداب و اخلاق اسلامی / آیا تعارضی بین حدیث ” امرت ان اقاتل الناس …” با آیه ی ” لا اکراه فی الدین” وجود دارد؟

آیا تعارضی بین حدیث ” امرت ان اقاتل الناس …” با آیه ی ” لا اکراه فی الدین” وجود دارد؟

آیا تعارضی بین حدیث ” امرت ان اقاتل الناس …” با آیه ی ” لا اکراه فی الدین” وجود دارد؟

حدیثی است از رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمودند: “أمرت أن أقاتل الناس ، حتی یشهدوا أن لا إله إلا الله ، وأن محمدا رسول الله ، ویقیموا الصلاه ، ویؤتوا الزکاه ، فإذا فعلوا ذلک عصموا منی دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام ، وحسابهم علی الله تعالی” (رواه البخاری و مسلم)
آیا این حدیث متعارض با این آیه قرآن نیست که خداوند میفرماید: “لا اکراه فی الدین” یا اینکه از این حدیث نتیجه گرفت که علت گسترش وپیشرفت اسلام فقط با زور شمشیر بود ؟ لطفا در این باره توضیح دهید.

الحمدلله،

این حدیث متعارض با این آیه نیست، زیرا منظور از این آیه وقتی است که کفار جلو پیشرفت دین اسلام را نگیرند و سپس جزیه بدهند، پس از آن بر آنها اجباری نیست که بر دینشا ثابت بمانند، ولی تا زمانیکه جلو پیشرفت اسلام را میگیرند و راضی به پرداخت جزیه نیستند با آنها جنگیده میشود تا صد راه خدا نشوند.

خداوند متعال میفرماید:

” لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ … ” ﴿البقره: ۲۵۶﴾

«در دین‌ هیچ‌ اجباری‌ نیست‌» یعنی: هیچ‌کس‌ از کفار را – در صورتی‌ که ‌به‌پرداخت‌ جزیه‌ تن‌ دردهد – به‌ قبول‌ اسلام‌ اجبار و اکراه‌ ننمایید زیرا دلایل‌ وبرهانهای‌ دین‌ حق‌ آشکار و روشن‌ است‌ و نیازی‌ به‌ این‌ وجود ندارد که‌ کسی‌ را به ‌اجبار به‌ آن‌ وادار نمود. در بیان‌ سبب‌ نزول‌ آیه‌ کریمه‌ آمده‌ است: گروهی‌ از انصار مدینه‌ گفتند: «ما قبل‌ از اسلام‌ با این‌ اعتقاد که‌ دین‌ یهود از دین‌ ما بهتر است‌؛ فرزندانمان‌ را به‌ دین‌ آنان‌ درآوردیم‌ و حالا که‌ خدای‌ عزوجل‌ اسلام‌ را نمایان‌گردانید، دیگر می‌باید فرزندانمان‌ را به‌ جبر و اکراه‌ به‌ پذیرش‌ اسلام‌ وادارنماییم‌»، پس‌ چون‌ این‌ آیه‌ کریمه‌ نازل‌ شد، رسول‌ خدا صلی الله علیه و سلم فرزندان‌ انصار را مخیر ساخته‌ و آنان‌ را به‌ پذیرفتن‌ اسلام، اجبار و اکراه‌ نکردند. «چرا که‌ رشد از غی، به‌ روشنی‌ آشکار شده‌ است‌» مراد از رشد دراینجا ایمان، و مراد از غی کفر است‌. یعنی: راه‌ از بی‌راهه‌ متمایز و آشکار و ایمان ‌با دلایل‌ و برهانهای‌ خود متجلی‌ و روشن‌ گردیده‌ است‌ بنابراین، نیازی‌ به‌ اجبارکسی‌ بر پذیرش‌ اسلام‌ وجود ندارد.

این‌ آیه‌ کریمه‌ قاعده‌ای‌ بزرگ‌ از قواعد اسلام‌ و رکنی‌ عظیم‌ از ارکان‌ سیاست، برنامه‌ و راه‌ و روش‌ آن‌ است‌. قاعده‌ای‌ که‌ اجبار کسی‌ را به‌ پذیرش‌ دین‌ روانمی‌داند و همچنین‌ به‌ کسی‌ این‌ اجازه‌ را نمی‌دهد که‌ فردی‌ از اهل‌ ادیان‌ را به‌ اجبار از دین‌ وی‌ خارج‌ سازد. البته‌ این‌ قاعده‌ هنگامی‌ تحقق‌ می‌پذیرد که‌ مسلمانان‌ قوی ‌و نیرومند باشند، به‌ گونه‌ای‌ که‌ بتوانند از هویت‌ و حیات‌ دینی‌شان‌ در برابرفتنه‌گران‌ حراست‌ و حفاظت‌ نمایند، لذا برای‌ تأمین‌ آزادی‌ دعوت‌ و ایمنی‌ از فتنه، جهاد علیه‌ سلطه‌ متجاوز امری‌ اجتناب‌ ناپذیر است‌ و بعد از آن، موضوع‌گردن‌ نهادن‌ به‌ اسلام‌ در حوزه‌ فردی‌ و گروهی، چیزی‌ است‌ که‌ به‌ قناعت‌ اختیاری ‌انسانها از طریق‌ حجت‌ و برهان، یا گفت‌وگو به‌ شیوه‌ای‌ که‌ نیکوتر است‌، واگذاشته ‌می‌شود و در این‌ میدان، دیگر نه جهاد مسلحانه‌ای‌ در کار است‌ و نه‌ اجبار و فشاری‌.

سید قطب در تفسیرش «فی‌ ظلال‌القرآن‌» این‌ آیه‌ کریمه‌ را از بارزترین‌ وجوه‌ گرامی‌داشت‌ خداوند متعال‌ از انسان ‌می‌ داند و با بیانی‌ مدلل‌ نشان‌ می‌دهد که‌ میان‌ اصل‌ عدم‌ اکراه‌ بر دین‌ و اصل‌ مشروعیت‌ جهاد مسلحانه، هیچ‌گونه‌ تعارض‌ و تناقضی‌ وجود ندارد و هر یک‌ از آنها مجال‌ خاص‌ خود را دارا می‌باشند، پس به آن مراجعه شود.
**************
امت آنلاین

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons