Home / عقیده و ایمان / جنگ، جنگ عقیدتی‎ست!

جنگ، جنگ عقیدتی‎ست!

همواره می بینیم که دشمنان اسلام و مسلمین تنها به مبارزه در میدان جنگ و تحریک دشمنان برعلیه مسلمین اکتفا نمی کردند… بلکه پیش از هر چیز، با عقیدۀ مسلمانان سر جنگ داشتند و قبل از هر چیز به سوی آن نشانه میرفتند. آنها با دسیسه و نیرنگ و شک اندازی و گمان افکنی در عقاید مسلمین و با پخش شبهه ها و انجام مانورهای سیاسی می جنگیدند. و پیش از هرچیز به سوی عقیدۀ ایمانی ایشان می تاختند. عقیده ای که هستی هر مؤمن از آن خاسته و وجودش از آن پیدا و ایستا گشته است. و دشمنان میدانستند – همانگونه که امروز میدانند – که جز از این راه نمیتوان بر این ملّت چیره شد. و این ملّت سست و ضعیف نمیگردد مگر اینکه عقیده اش سست و ضعیف شود، و شکست نمیخورد مگر آنکه روح او شکست بخورد، و دشمنانش چیزی از او فرا چنگ نمی آرند و بر او ظفر نمی یابند، مادام که او به دستاویز ایمان چنگ زده باشد و بر تکیه گاه آن تکیه کرده، برابر برنامه آن و در خط سیر آن گام برداشته، فقط پرچم آن را بر دوش گرفته، نمایندۀ حزب آن بوده، منتسب بدان شده، و خویشتن را فقط به این حسب و نسب مفتخر و بزرگوار ببیند و بس.

از اینجا است که دشمن ترین دشمنان این ملّت کسی است که ایشان را از عقیدۀ ایمانی شان غافل کند و آنان را از برنامه و راه خدا بدور و منحرف سازد و ایشان را از ماهیت دشمنانشان و ماهیت اهداف بلند مدت شان بی خبر ساخته و فریب شان دهد.

جنگ میان این ملّت اسلامی و میان دشمنانشان پیش از هر چیز جنگ عقیده است. حتّی وقتی که دشمنان اسلام می خواهند بر آنان چیره شوند و زمین و فرآیند و اقتصاد و مواد خام ایشان را فرا چنگ خویش آرند، قبلاً میکوشند که بر عقیده ایشان چیره گردند. زیرا دشمنان ملّت اسلامی از روی تجارب دور و درازی که دارند میدانند که ایشان نمیتوانند بدانچه میخواهند برسند مادام که امّت اسلامی متمسّک به عقیدۀ خود باشد و برنامه خویش را مراعات دارد و آگاه از مکر و کید دشمنانش باشد … از اینجا است که چنین دشمنانی و مزدورانشان با همۀ توان خود میکوشند که این ملّت را فریب داده و ایشان را از ماهیت جنگ بی خبر سازند تا بعد از آن به هر آنچه میخواهند از استعمار و استثمار این ملّت برسند و خودشان از آهنگ پرشکیب عقیدۀ نهان در سینه ها در امان و بدور باشند!

و این مبارزه و شک اندازی ها و بکار بردن طرفندهای مختلف به خاطر همان هدف قدیمی بو ده است:

(وَدَّتْ طائِفَهٌ مِنْ أهْل الکتابِ لَوْ یضِلُّونَکمْ !!!). .

جمعی از اهل کتاب آرزو دارند که کاش میشد شما را گمراه کنند !!!…

هدف تغییر ناپذیر در نهان ایشان همین است و بس !

این بود که قرآن پیش از هر چیز به دفع این سلاح زهرآگین میکوشید…گروه مسلمانان را به ایستادگی بر حقی میخواند که بر آن بودند، و شبهه ها و شکهائی را می زدود که اهل کتاب القاء میکردند، و حقیقت بزرگی را جلوه گر و هویدا مینمود که این آئین در برداشت، و مسلمانان را به حقیقت و ارزش شان در این زمین، و به نقشی که بر عهده داشتند و به نقشی که ایدئولوژی ایشان در تاریخ بشریت ایفاء می نمود، قانع و ملزم میکرد.

قرآن مسلمانان را از حیلۀ حیله گران برحذر میداشت، رازهای پنهان، ابزارهای ناپاک، هدفهای خطرناک، و کینه توزیهائی را که نسبت به اسلام و مسلمانان به دل داشتند، همه و همه را به مؤمنان واضح می نمود و پرده از آنها بر میداشت.

قرآن برای مسلمانان حقیقت نیروها و معیار آنها را در این هستی روشن و آشکار میکرد. ناتوانی و ضعف دشمنانشان، ناچیزی و بی ارجی آنان در نزد خدا، گمراهی و سرگشتگی ایشان و کفر ورزیدنشان نسبت به آن چیزی که خدا پیشتر برای آنان فرو فرستاده بود و کشتن ایشان پیغمبران را، برای مؤمنان هویدا میکرد… همچنین قرآن بدیشان مینمود که خدا با آنان است ، و تنها او بی انباز مالک ملک است ، و عزّت می بخشد و خوار میدارد. و اینکه او کافران را به شکنجه و تنبیه دچار میسازد و مایۀ عبرت دیگران مینماید، همانگونه که چندی پیش مشرکان را در جنگ بدر بدان گرفتار کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عبدالرحمن شفیق

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons