Home / عقیده و ایمان / جویندگان توحید بخوانند!

جویندگان توحید بخوانند!

بایستی بدانیم اسلام از زمان ظهور تا به امروز مورد دشمنی اقوام بسیاری همچون قریش، یهود، فارس‎ها، رومی‎ها، تاتارها و صلیبی‎ها قرار گرفته است. و لی الله تعالی این دین را پابرجا قرار داده و دشمنان آن را خوار و ذلیل گردانیده است. اما بازهم دشمنان اسلام در صدد هستند تا شاید به خیال باطل خود بتوانند اسلام را از بین ببرند. و به همین دلیل هر وقت نقشه ای بی اثر و باطل می گردد، نقشه ای دیگر می ریزند.

حتی بسیاری از آنها با داخل شدن در دین اسلام، سعی کردند عقائد فاسد خود را در بین مسلمین رواج دهند. تا بدین طریق اسلام حقیقی را از بین ببرند. از خطرناک‎ترین این عقاید که متأسفانه توانستند آن را در بین بسیاری از مسلمانانی که از اسلام حقیقی چندان اطلاعی نداشتند، رواج دهند، روش قبر پرستی بود.

این‎ها مسلمانان غافل را به سوی پرستیدن قبرها دعوت کردند و بر روی این قبرها گنبدهای بسیار عظیمی برپا داشتند. و آنها را همچون قصرها آراستند. و خدمت‎کارانی در کنار این قبرها گماشتند تا که مردم را به دور آنها طواف دهند، و به آنها یاد دهند که چگونه بجای اینکه دست دعا بسوی الله تعالی دراز کنند، از این مردگان حاجات خود را طلب نمایند. این بلای عظیم تقریبا تمام کشورهای اسلامی را در برگرفت و خیلی از مسلمانان را فریب داد، مگر کسانی‎که اسلام حقیقی را شناخته و فرق بین توحید و شرک را می‎دانستند.

اما کسانی‎که از شرک بودن اینگونه اعمال اطلاعی نداشتند، در دام دشمنان اسلام افتاده و با زاری و خواری به زیارت این مردگان رفته و از آنها خواستند که حاجت‎های‎شان را بر آورده سازند. و چیزی که باعث تأسف شدید است، اینست که بعضی از کسانی‎که ادعای عالم بودن می کنند، بر اینگونه اعمال شرک آلود صحه گذارده و برای رسیدن به مال، مردم بی اطلاع را بسوی اینگونه اعمال دعوت می کنند. اما چنانچه عالم مخلصی برای مردم روشن سازد که انجام دادن اینگونه اعمال در اسلام حرام است، نصیب او ضرب و شتم و یا حتی زندان خواهد بود. می توان علماء را در رابطه با این بدعتها و اعمال شرک آلود به سه دسته تقسیم کرد:

1 – گروهی بر این بدعتها و اعمال شرک آلود صحه می گذارند. و حتی مردم را بسوی اینگونه اعمال فرا می خوانند. مخصوصا اگر از این طریق صاحب منفعتی گردند.

2 – گروهی حق را می دانند و می فهمند که اینگونه اعمال شرک است، اما بخاطر اینکه ممکن است مردم را از خود برنجانند و زندگیشان در خطر بیفتد سخنی نمی گویند و ساکت و آرام برجای خود نشسته اند، واین ضرب المثل را شعار خود قرار داده اند که:

خواهی نشوی رسوا … همرنگ جماعت شو

3 – گروه سوم علمای پاک و مخلصی هستند که مردم را بسوی اسلام راستین فرا می خوانند و شب و روز خود را در دعوت دادن بسوی توحید و ترک شرک و خرافات صرف می کنند. و در این راه سختی‎های فراوانی را متحمل می شوند. اما اینگونه علماء متأسفانه بسیار کم یافت می شوند.

الله تعالی فرموده است:

{وَماخَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ} … (الذاریات: 56).

«جن و انس را خلق نکردم، مگر برای اینکه فقط مرا عبادت کنند».

پس الله تعالی ما را برای این آفریده است که فقط او را عبادت کنیم. و این همان توحیدی است که تمام انبیاء -علیهم الصلاة والسلام- از نوح – علیه السلام – گرفته تا محمد – صلى الله علیه وسلم – به خاطر دعوت دادن بسوی آن به پیامبری گزیده شدند.

انواع توحید

توحید به سه نوع تقسیم می شود:

● – توحید ربوبیت

● – توحید الوهیت

● – توحید اسماء وصفات

1 – توحید ربوبیت

و آن اعتقاد داشتن به این است که الله تعالی خالق بندگان و روزی رساننده آنها است، و اوست که به آنها زندگی می بخشد و سپس آنها را می میراند و همچنین می‎شود گفت که توحید ربوبیت یعنی منفرد دانستن الله تعالی به افعالی که مخصوص او است، افعالی همچون خلق کردن و روزی رساندن. به این نوع توحید تمام انسان‎ها حتی یهود و نصاری و مجوس نیز اقرار داشته اند و هیچکس آن را رد نکرده است بجز کسانی که در گذشته بنام دَهْرِیه و امروز بنام کمونیست شناخته می شوند.

دلیل اثبات توحید ربوبیت

بایستی به نادانانی که وجود الله تعالی را منکر می شوند، گفته شود هیچ عاقلی قبول نمی کند که اثری بدون مؤثر و یا فعلی بدون فاعل و یا مخلوقی بدون خالق وجود داشته باشد.

و چیزی که تمام عقلاء آنرا قبول دارند این است که اگر انسان سوزنی ببیند یقین پیدا خواهد کرد که این سوزن را صانعی درست کرده است. پس چگونه امکان دارد که این عالم پر عظمت بدون خالق باشد؟ و با این نظم عجیبی که در بین سیارات و کهکشان‎ها و تمام مخلوقات چه در زمین و چه در آسمان وجود دارد، بدون مُنَظِّم بوجود آمده باشد؟

براستی هر کس که صاحب ذره ای عقل و فهم باشد، پی بوجود خالق آسمان و زمین خواهد برد.

الله تعالی می فرماید: {أم خُلِقُوا مِنْ غَیرِ شَیءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} … (الطور: 35).

«آیا بدون خالق خلق شده اند؟ یا اینکه خود شان، خود را خلق کرده اند؟».

بدیهی است که هیچ مخلوقی بدون آفریننده بوجود نمی آید و همچنین امکان ندارد که چیزی خالق خود باشد. چون در این صورت آن چیز بایستی در آن واحد هم خالق باشد و هم مخلوق، و این امکان ندارد.

در این صورت تنها جوابی که باقی می ماند این است که الله تعالی، خالق آسمان‎ها و زمین است. به این مطلب حتی مشرکین نیز اقرار داشتند. الله تعالی می فرماید:

{وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ} (الزخرف: 9).

«ای رسول الله! اگر از این مشرکین بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است، خواهند گفت: آنها را الله عزیز و علیم خلق کرده است».

اما دهریون و کمونیست‎ها معتقدند این طبیعت است که همه چیز را خلق کرده است.

ما می دانیم طبیعتی که این‎ها را آنرا می پرستند در واقع همین مخلوقاتی هستند که الله تعالی آنها را خلق کرده است، مانند آسمان و زمین و خورشید و ماه و دریاها و … و این طبیعت آن‎چنان که می بینیم نه دارای حیات است و نه علم و نه شنوائی و نه بینائی و نه … پس چطور ممکن است طبیعتی که خود فاقد اینگونه صفات است مخلوقی همچون انسان بیافریند که دارای این صفات می باشد؟

پس واضح است که این دهریون و کمونیست‎ها فقط به خاطر جهل و دشمنی با ادیان است که وجود خالق را منکر می شوند. واین انکار معمولا از چهار چوب زبان فراتر نمی رود. و اگر شما کسی از آنها را وقتی که مصیبتی بر او واقع گشته ببنید، خواهید دانست که چطور در آن موقع رو بسوی خالق زمین و آسمان می کند و افکار کفر آمیز خود را رها می سازد. اما وقتی‎که مصیبت از او دور شد، دوباره به انکار کسی می پردازد که تا چندی پیش رو بسوی او آورده بود.

و دلیل دیگری که خالق بودن طبیعت را رد می کند این است که انسان توانسته است در بسیاری از امور بر طبیعت چیره شود. انسان کوهها را صاف می کند، دریاهای خروشان را در کنترول خود در می آورد، به اعماق اقیانوسها می رود، و در دل آسمان نفوذ می کند، و هنگامی‎که شب فرا می رسد با استفاده از برق آن را به روز تبدیل می کند و … پس باید پرسید این چه خالقی است که اینگونه از مخلوق خود شکست خورده است؟!

پس حق همانطور که الله سبحانه و تعالی می فرماید است که:

{الله خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ وَكِیلٌ} (الزمر: 62).

«خالق تمام مخلوقات الله است. و او است که تدبیر تمام چیزها را بدست دارد».

دلیل قبول داشتن توحید ربوبیت توسط مشرکین

الله تعالی می فرماید: {وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا یعْلَمُونَ} … (لقمان: 25).

«(ای رسول الله!) اگر از این مشرکین بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است، خواهند گفت: الله. بگو: الحمد لله (که خود تان اعتراف کردید)، ولی اکثر آنها نمی دانند (که فقط خالق است که بایستی عبادت شود)».

وهمچنین الله تعالی می فرماید: {قُل مَنْ یرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمْ مَنْ یمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَیخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی وَمَنْ یدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ * فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ} … (یونس: 31 – 32).

«ای رسول الله! به این مشرکین بگو، کیست که از آسمان و زمین به شما روزی می رساند؟ و یا اینکه چه کسی مالک و آفریننده گوشها و چشمهای شماست؟ و چه کسی بوجود می آورد جاندار را از بی جان (مانند بوجود آمدن انسان از نطفه و پرنده از تخم) و بوجود می آورد بی جان را از جاندار (مانند بوجود آمدن نطفه از انسان و تخم از پرنده)؟ و چه کسی امور هستی را اداره می کند؟ خواهند گفت: الله. پس به آنها بگو: آیا از عِقاب او نمی ترسید که اینگونه در عبادت تان با او شریک قرار می دهید؟ اوست رب برحق شما. بغیر از حق چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟ پس چگونه از حق روی می گردانید و بسوی باطل و گمراهی می روید؟

پس این آیات این امر را برای ما واضح گردانید که مشرکین معتقد بوجود الله سبحانه و تعالی بودند، و همچنین به اینکه خالق و روزی رساننده آنها اوست، ایمان داشتند اما گمراهی آنها در این بود که در عبادات خود با الله – جل جلاله – شریک قرار می دادند و دیگر معبودان باطله را واسطه ای بین خود و او می پنداشتند.

پس روشن می گردد که ایمان داشتن به توحید ربوبیت به تنهائی، انسان را مسلمان نمی سازد، و او را از عذاب آخرت نجات نمی دهد، مگر اینکه همراه با توحید ربوبیت به توحید الوهیت نیز ایمان بیاورد و به آن در زندگی خود عمل کند.

2 – توحید الوهیت

و به آن توحید عبادت نیز گفته می شود، و مراد از آن این است که انسان تمام انواع عبادات را فقط برای الله تعالی بجا بیاورد. چون اوست که فقط شایستگی عبادت شدن را دارد. وغیر از او هیچکس ولو اینکه دارای مقام و منزلت والایی چه دنیوی و چه دینی باشد، شایستگی عبادت شدن را ندارد. واین همان توحیدی است که الله تعالی بخاطر آن انبیاء و پیامبران (علیهم السلام) را بسوی امت‎های‎شان مبعوث داشت. و قرآن بهترین شاهد بر این امر است.

الله تعالی در مورد نوح – علیه السلام – می فرماید:

{وَلَقَد أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّی لَكُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ * أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیكُمْ عَذَابَ یوْمٍ أَلِیمٍ} … (هود: 25 – 26).

«و بی شک ما نوح را بسوی قومش فرستادیم تا که به آنها بگوید من برحذر دارنده آشکاری برای شما هستم، از این که غیر از الله را عبادت نکنید، من از عذاب روز قیامت بر شما می ترسم).

و همچنین الله – سبحانه وتعالى – در مورد هود – علیه السلام – می فرماید:

{وَإلی عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ} … (هود: 50).

«و بسوی قوم عاد پیامبری از خود شان بنام هود فرستادیم او به آنها گفت: ای قوم من! فقط الله را عبادت کنید، برای شما معبودی بحقی جز او نیست، و شما با عبادت کردن این معبودان باطل به الله تعالی افتراء می زنید چونکه إله بحقی جز او نیست».

و همچنین الله – سبحانه وتعالى – در مورد صالح – علیه السلام – می فرماید:

{وَإلی ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُه} (هود: 61).

«و بسوی قوم ثمود پیامبری از خود شان بنام صالح فرستادیم، او به آنها گفت: ای قوم من! فقط الله را عبادت کنید، برای شما معبود بحقی جز او نیست».

و همچنین الله – سبحانه وتعالى – در مورد شعیب – علیه السلام – می فرماید: {وَإلی مَدْینَ أَخَاهُمْ شُعَیبًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُه} (هود: 84).

«و بسوی قوم مدین پیامبری از خود شان بنام شعیب فرستادیم او به آنها گفت: ای قوم من فقط الله را عبادت کنید، برای شما معبود بحقی جز او نیست».

و همچنین الله تعالی از قوم موسی – علیه السلام – می فرماید: {قَالَ أَغَیرَ اللَّهِ أَبْغِیكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ} (الأعراف: 140).

«موسی گفت: چگونه برای شما معبودی جز الله قرار دهم؟ (در حالیکه خود تان نشانه های عظمت و قدرت او را دیدید و همچنین او با إعطا کردن نعمت های فراوان) شما را بر دیگر انسانهای (زمان تان) برتری داده است».

و همچنین الله تعالی از قول عیسی – علیه السلام – می فرماید: {إن الله رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ } (آل عمران: 51).

«بی شک، الله، رب من و شماست، پس فقط او را عبادت کنید. این (یعنی فقط الله را عبادت کردن) راه مستقیم و صحیح می باشد».

و همچنین الله تعالی به رسول الله – صلى الله علیه وسلم – امر کرده است تا که به اهل کتاب بگوید:

{قُل یا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ} … (آل عمران: 64).

«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بسوی کلمه حق و عادلانه ای که بین ما و شما یکسان باشد. و آن این است که جز الله را عبادت نکنیم و با او چیزی شریک قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را برای خود رب قرار ندهند».

در این آیه الله تعالی به رسول الله – صلى الله علیه وسلم – امر می کند که به یهود و نصاری بگوید که رو بسوی توحید بیاورند و عقاید باطل خود، مانند عقیده داشتن به الوهیت و ربوبیت مسیح و عزیر -علیهما السلام- را ترک کنند.

و همچنین الله تعالی تمام بشریت را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:

{يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ} (البقرة: 21).

«ای انسانها، فقط رب تان را که شما و انسانهای قبل از شما را خلق کرده است، عبادت کنید تا که پرهیزگار شوید».

پس، از این آیات نتیجه می گیریم که تمام انبیاء و رُسُل به خاطر این به پیامبری مبعوث گشتند تا که امت‎های خود را بسوی توحید الوهیت دعوت دهند و آنها را از شریک قرار دادن با الله تعالی در عبادات برحذر دارند همانطوری که الله تعالی می فرماید:

{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطاغوت} (النحل: 36).

«و بی شک در هر امتی پیامبری مبعوث داشتیم برای دعوت کردن بسوی اینکه الله را عبادت کنید و از طاغوت (1) دوری جوئید».

معنی عبادت

در لغت عبادت به معنی فروتنی و تحت فرمان بودن است.

ودر شرع معنای آن همانطور که شیخ الإسلام ابن تیمیه -رحمه الله- می گوید: عبادت یعنی اطاعت کردن از اوامری که الله تعالی از طریق انبیاء ما را به آنها امر کرده است.

و همچنین شیخ الإسلام ابن تیمیه در تعریفی دیگر از عبادت می گوید: انجام دادن تمام اعمال و اقوال و افعال ظاهری و باطنی که الله تعالی آنها را دوست می دارد، نوعی عبادت می باشند.

پس بر هر فرد مسلمان واجب است که تمام انواع عبادات را فقط برای الله تعالی بجا آورد. و همچنین بجا آوردن این عبادات بایستی بصورتی باشد که رسول الله – صلى الله علیه وسلم – برای ما روشن ساخته است.

(1) – بایستی بدانیم عبادت دارای دو رکن اساسی است، ولازم است هنگام بجا آوردن هر نوع عبادتی این دو رکن را نیز بجا آوریم.

1 – نهایت فروتنی و خاضع بودن.

2 – نهایت محبت و علاقه.

مثلا اگر کسی در ظاهر مطیع امر الله تعالی باشد اما در باطن بغض او و دین اسلام را در دل بپروراند، عبادت این شخص صحیح نیست. و همچنین اگر کسی محبت الله تعالی را در دل داشته باشد، اما در مقابل اوامر او خاضع و فروتن نباشد، اعمال این شخص نیز مانند شخص اول بی ارزش است. الله تعالی می فرماید: {قُل إِنْ كَانَ آَبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ} (التوبة: 24). «ای رسول الله! بگو: اگر پدران تان و فرزندان تان و برادران تان و همسران تان و خویشاوندان تان و اموالی که کسب کرده اید و تجارتی که از کساد شدن آن می ترسید و منازلی که از آنها خوش تان می آید، در نزد شما محبوبتر از الله و رسول او و جهاد کردن در راه او باشد، پس منتظر باشید تا  الله تعالی عِقابی بر شما نازل کند. و الله تعالی قومی را که فاسق و فاجر باشند، هدایت نخواهد کرد».

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

(1) – طاغوت: هر مخلوقی است که از حد تجاوز کند. مثلا شیطان طاغوت می باشد و کسیکه ادعای علم غیب کند نیز طاغوت است، چونکه علم غیب را فقط الله تعالی میداند، پس این شخص با این ادعا پا را از گلیم خود فراتر نهاده و از حد خود تجاوز کرده است و همچنین حاکمی که مخالف قوانین الله تعالی قانون وضع می کند و به قوانین الهی عمل نمی کند طاغوت می باشد، چونکه قانون گذاری از اموری است که فقط مخصوص الله سبحانه وتعالی است. الله تعالی میفرماید: {((((الْحُكْمُ إِلَّا ((} (الأنعام: 57). «حکم فرمائی فقط مخصوص الله است». و همچنین می فرماید: {((((لَمْ یحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ((((} (المائدة: 44). «و کسانیکه به احکامی که الله نازل کرده است حکم نکنند، کافر می باشند». پس هر مخلوقی که از حد خود تجاوز کند و بخواهد اموری را که فقط مخصوص الله است برای خود قرار دهد نوعی طاغوت می باشد و بر هر فرد مسلمان واجب است که به این طاغوت کفر بورزد و از او دوری جوید.

ترجمه کتاب تطهير الجنان والأرکان عن الشرک والکفران

نوشتة: شيخ أحمد بن حجر آل بطامي

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons