Home / عقیده و ایمان / توسل و شبهات پیرامون آن

توسل و شبهات پیرامون آن

بایستی بدانیم که هیچگاه پیامبران به همدیگر، و همچنین هیچگاه صحابه کرام رضی الله عنهم اجمعین و نه تابعین به رسول الله – صلی الله علیه وسلم – توسل نجسته اند.

توسل به دو دسته تقسیم می شود:

1 – جائز

2 – ممنوع

توسل جائز خود نیز به دو دسته کوچک‎تر تقسیم می‎شود:

1 – توسل جستن به ایمان داشتن به الله تعالی و به – رسول الله – صلی الله علیه وسلم – – و همچنین به اعمال صالحه مثل نماز، روزه، زکات و … .

2 – توسل جستن به دعای رسول الله – صلی الله علیه وسلم – در زمان حیاتش. یعنی اینکه شخصی که حاجتی دارد به نزد رسول الله – صلی الله علیه وسلم – می رفت و از او می خواست که برایش دعا کند تا که حاجتش بر آورده شود.

همانطوری‎که شخصی اعرابی، از رسول الله – صلی الله علیه وسلم – خواست تا دعا کند که باران ببارد. و به همین صورت، شخص نابینایی از رسول الله – صلی الله علیه وسلم – خواست تا دعا کند که الله تعالی بینائی اش را به او باز گرداند (البته در مورد این حدیث – حدیث نابینا – گفته شده است که سند آن صحیح نمی باشد)

واضح است که این نوع توسل با وفات رسول الله – صلی الله علیه وسلم – دوره اش بسر رسیده و دیگر جائز نیست که کسی به نزد قبر رسول الله – صلی الله علیه وسلم – برود و از او بخواهد برایش دعا کند تا حاجتش بر آورده شود.

و از ادله ای که این امر را ثابت می کند این است که در زمان خلافت عمر – رضی الله عنه – برای مدتی باران نبارید. تا آنجا که مسلمانان نماز استسقاء خواندند، و پس از اتمام نماز عمر رضی الله عنه گفت: بار الها! در گذشته هنگامیکه باران نمی بارید از طریق رسول الله – – صلی الله علیه وسلم – – به تو متوسل می شدیم و تو بر ما باران می باریدی. اما الان از طریق عموی رسول الله – صلی الله علیه وسلم – به تو متوسل می شویم. سپس عمر گفت: ای عباس بر خیز و برای ما دعا کن.

پس اگر توسل جستن به رسول الله – صلی الله علیه وسلم – بعد از وفاتش جائز می بود، هرگز صحابه کرام توسل جستن به رسول الله – صلی الله علیه وسلم – را ترک نمی کردند و از عباس نمی خواستند که برایشان دعا کند.

بعضی ها حدیثی را روایت می کنند که در آن آمده است هنگامیکه آدم علیه السلام در بهشت دچار خطا شد دعا کرد و گفت: ای الله از تو می خواهم که به حق محمد مرا ببخشی …. حدیثی که به آن استدلال کرده اند موضوع می باشد و حدیث موضوع یعنی حدیثی که ساختگی و دروغ باشد. پس این حدیث را هرگز رسول الله – صلی الله علیه وسلم – نگفته است. بلکه کسانی آن را ساخته و به دروغ آن را به رسول الله – صلی الله علیه وسلم – نسبت داده اند.

حتی قرآن نیز دروغ بودن این حدیث را ثابت می کند. چونکه در قرآن مجید آمده است هنگامیکه آدم علیه السلام دچار خطا شد گفت:

{رَبَّنا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ} (الأعراف/23).

«ای رب ما، ما به خود ظلم کردیم، و اگر تو ما را نیامرزی و برما رحم نکنی ما از زیانکاران خواهیم بود».

در اینجا دعاهای بعضی از پیامبران را ذکر می کنیم تا غیر صحیح بودن توسل جستن به مخلوق بیشتر برایمان روشن گردد. در قرآن کریم آمده است که نوح علیه السلام گفته است:

{رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِمَنْ دَخَلَ بَیتِی مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا} … (نوح/28).

«ای رب من بیامرز مرا و پدر و مادرم را و هر مؤمنی را که داخل خانه من شده است. و همچنین بیامرز تمام مردان مؤمن و زنان مؤمن را. و بر ظالمین چیزی جز هلاکت و ویرانی زیاد مکن». و همچنین ابراهیم علیه السلام گفته است:

{رَبّنا اغفِرلِی وَلِوَالِدَی وَلِلْمُؤْمِنِینَ یوْمَ یقُومُ الْحِسَابُ} (إبراهیم/41).

«ای رب ما، بیامرز مرا و والدینم و مؤمنین را در روزی‎که حساب برپا می شود، (این دعا را ابراهیم علیه السلام هنگامی کرده بود که هنوز برای او مشخص نشده بود، پدرش دشمن الله است). و در قرآن در مورد ایوب علیه السلام آمده است:

{وَأَیوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ} (الأنبیاء/83).

«و بیاد آر ایوب را هنگامی‎که رب خود را خواند و گفت مرا رنج و بلا رسیده است و تو ارحم الراحمین هستی».

و در مورد یونس علیه السلام هنگامی‎که در شکم نهنگ فرو رفت، آمده است:

{وَ ذا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّینَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ} … (الأنبیاء/88،87).

«و بیاد آر یونس را هنگامی‎که با ناراحتی و غضب قوم خود را ترک کرد و گمان برد که ما او را دچار سختی و تنگنایی نخواهیم کرد. اما هنگامیکه (در تاریکی‎های شکم ماهی) الله را خواند و گفت: معبود بحقی جز تو نیست. و تو از هر گونه نقص و بدی پیراسته هستی. و بی شک من از ظالمین بوده ام. ما نیز دعای او را اجابت کردیم و از بلا و مصیبتی که در آن بود نجاتش دادیم. و اینگونه ما مؤمنین را نجات خواهیم داد اگر بسوی ما روی بیاورند» و در مورد زکریا علیه السلام ذکر شده است که:

{وَ ذَکَریّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیرُ الْوَارِثِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یحْیى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوجَهُ} (الأنبیاء/89،90).

«و بیاد بیاور زکریا را. هنگامی‎که خواند رب خود را وگفت ای رب مرا تنها و بدون فرزند مگذار تو بهترین کسی هستی که باقی می مانی بعد از اینکه تمام خلائق مردند و از بین رفتند. پس استجابت کردیم دعای او را و به او فرزندی بنام یحیی بخشیدیم و همسرش را که نازا بود اصلاحش کردیم».

و در مورد یوسف علیه السلام ذکر شده است که:

{رَبِّ قَدْ آَتَیتَنِی مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیی فِی الدُّنْیا وَالْآَخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ} (یوسف/101).

«ای رب من، مرا مُلک و پادشاهی بخشیدی و به من تعبیر خواب یاد دادی. خالق آسمانها و زمین تو ولی و سر پرست من در دنیا و آخرت هستی مرا مسلمان بمیران و به صالحین برسانم».

و همچنین دعاهایی که از رسول الله – صلی الله علیه وسلم – در کتب احادیث و اذکار ذکر شده است بسیار زیاد می باشد، مانند: «اللّهُمَّ إنّی أسألك العافیةَ فی دینی ودنیای وأهلی ومالی وبدنی …. ». «الهی از تو طلب عافیت می کنم در دینم و دنیایم و اهلم و مالم و بدنم …. ».

و بسیاری دعاهای دیگر. که پس از دقت در تمام آنها برای‎مان ثابت می شود که هیچگونه دلیلی نه در قرآن و نه در آحادیث صحیحه و جود ندارد که توسل جستن به پیامبران، و یا افراد صالح را امری جائز بداند.

پس به این نتیجه می رسیم که اینگونه توسل جستن بدعت می باشد. البته بایستی گفت که اگر این توسل جستن با این عقیده همراه شود که الله تعالی حتماً این دعا را بخاطر شخصی که به آن توسل جسته شده است، اجابت خواهدکرد. این عمل تبدیل به نوعی شرک خواهد شد که تمام اعمال انسان را برباد خواهد داد.

اما دلیل جائز بودن توسل جستن به اعمال صالحه حدیث رسول الله – صلی الله علیه وسلم – است که در آن آمده است: سه نفر داخل غاری شدند. پس از مدتی دهانه این غار بوسیله صخره ای بسته شد. و این سه نفر تمام سعی خود را کردند تا شاید بتوانند صخره را مقداری حرکت دهند، ولی موفق به این کار نشدند. تا اینکه سر انجام مأیوس و نا امید در گوشه ای از غار نشستند. پس از مدتی یکی از آنها گفت: بیایید دعا کنیم و به اعمال صالحه خود متوسل شویم شاید که الله تعالی ما را نجات دهد. پس از این سخن یکی از آنها بلند شد و دعا کرد و در این دعای خود به نیکی ای که به پدر و مادر خود کرده بود توسل جست پس از اتمام دعا صخره مقداری از جای خود تکان خورد ولی نه به آن اندازه که بتوانند از غار خارج شوند. سپس نفر دوم دعا کرد و در دعای خود به یکی از اعمال صالحه خود توسل جست که عبارت بود از دوری جستن از وقوع در زنا در هنگامیکه این امر برای او میسر گشته بود، پس از اتمام دعای او نیز صخره مقداری از جای خود تکان خورد ولی باز نه به آن اندازه که بتوانند از غار خارج شوند. سپس نفر سوم دعا کرد و در دعای خود به یکی از اعمال صالحه خود توسل جست که عبارت بود از برگرداندن پولی که مدت بسیار زیادی در نزد او گذاشته شده بود و او توانسته بود توسط این پول تجارتی برای خود راه بیاندازد. سپس هنگامیکه صاحب مال برگشت و پول خود را طلبید این مرد پول او را و همچنین سودی را که در تجارت کردن با این پول بدست آورده بود به صاحب آن باز گرداند. پس از اتمام این دعا صخره مقداری دیگر از مکان خود تکان خورد و راه برای خروج این سه نفر باز شد.

پس این حدیث دلیلی است بر اینکه هر مسلمانی می تواند در دعاهای خود به اعمال صالحه ای که خالصانه برای الله تعالی انجام داده است توسل بجوید.

بعضی ها می گویند: چون رسول الله در روز قیامت شفاعت می کند. پس جائز است که ما به او متوسل شویم.

درجواب این عده بایستی گفت: شکی نیست که رسول الله – صلی الله علیه وسلم – در روز قیامت صاحب چند نوع شفاعت می باشد. ولی این را نباید فراموش کرد که الله تعالی است که به رسول الله – صلی الله علیه وسلم – اجازه می دهد از افرادی که او (یعنی الله) از آنها راضی است شفاعت کند. پس می بینیم که مالک اصلی شفاعت الله سبحانه و تعالی است چون بایستی شفاعت به اجازه او باشد و همچنین از افرادی شفاعت می شود که الله تعالی از آنها راضی باشد. بنا بر این صحیح نیست که انسان دست به دعا بلند کند و بگوید: «یا محمد! اشفع لی». «ای محمد، مرا شفاعت کن». و یا اینکه بگوید: «یا محمد اغفرلی ذنبی» «ای محمد، گناه مرا بیامرز» و … . بلکه صحیح این است که بگوید: «اللهم ارزقنی شفاعة محمد – صلی الله علیه وسلم -» «الهی، مرا از شفاعت محمد – صلی الله علیه وسلم – بر خوردار کن». و اینکه بگوید: «اللهم لا تحرمنی من شفاعة محمد – صلی الله علیه وسلم -».

«الهی مرا از شفاعت محمد – صلی الله علیه وسلم – محروم مگردان».

در اینجا جا دارد بعضی از دلایلی را که اهل بدعت به آن متمسک می شوند تا توسل و استغاثه جستن به غیر الله را امری شرعی وانمود کنند، ذکر کنیم و سپس به تمام این دلیل ها جواب دهیم تا جای هیچگونه شبهه ای در دلهایمان باقی نماند:

دلیل اول: حدیث توسل جستن آدم علیه السلام به رسول الله – صلی الله علیه وسلم -.

دلیل دوم: آیه پانزدهم از سورة القصص:

{فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ}.

«پس کمک جست (از موسی) کسیکه از پیروان او بود علیه کسی که از دشمنان او بود».

دلیل سوم: حدیث «إذا أعیتكم الأمور فعلیكم بأهل القبور». «هنگامیکه از حل کردن امور تان خسته و نا امید شدید، پس بر شماست که به اهل قبور (مردگان) مراجعه کنید).

دلیل چهارم: حدیث «توسلوا بجاهی فإن جاهی عند الله عظیم».

«به مقام و منزلت من توسل بجوئید بی شک مقام و منزلت من در نزد الله بس عظیم می باشد».

دلیل پنجم آیه سی و پنجم از سوره المائده:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}

«ای کسانیکه ایمان آورده اید از عقاب الله بترسید و در طلب وسیله ای باشید که شما را بسوی او نزدیک گرداند».

می گویند پس ما پیامبران و صالحین را وسیله ای برای خود قرار می دهیم که ما را به سوی الله نزدیک کنند.

1 – رد بر دلیل اول: همانطور که قبلاً نیز ذکر کردیم این حدیث موضوع (ساختگی) می باشد. امام ذهبی – رحمة الله علیه – در مورد این حدیث می گوید: بی شک این حدیث ساختگی می باشد. و هیچکس نمی تواند به احادیث ساختگی استدلال کند. (صحیح، ضعیف و یا موضوع بودن احادیث توسط علمای علم حدیث بوسیله قواعدی که در این علم وجود دارد، تعین می شود).

2 – رد بر استدلال به آیه پانزدهم از سوره القصص. می گوئیم این استدلال بسیار دور از حق می باشد چونکه در آیه آمده است شخصی از بنی اسرائیل که از پیروان موسی علیه السلام بود از او خواست تا او را در مبارزه اش با شخصی از پیروان فرعون یاری کند. یعنی اینکه شخص زنده ای از شخص زنده دیگری کمکی خواست در چهار چوب توانایی انسان. و این امر همانطوریکه قبلا نیز ذکر کردیم جائز می باشد و هیچ اشکالی ندارد. پس معلوم می شود این آیه هیچ ربطی به استغاثه جستن از مردگان و یا استغاثه جستن از مخلوقات در اموری که فقط الله تعالی قادر به انجام آن است، ندارد.

3 – رد بر دلیل سوم و چهارم: این دو حدیث نیز مانند حدیث اول موضوع می باشد. و کسانیکه اینگونه احادیث را ساخته و به دروغ آن را به رسول الله – صلى الله علیه وسلم – نسبت می دهند در اصل قصد از بین بردن و افساد دین را دارند، و چونکه پایه و اساس دین توحید و یگانگی الله تعالی است. آنها می خواهند این پایه و اساس را از بین ببرند چون خوب می دانند که هر چیزی با از بین رفتن پایه و اساسش کم کم و به مرور زمان از بین می رود.

بایستی گفت هیچ مسلمانی نمی تواند منکر مقام و منزلت رسول الله – صلى الله علیه وسلم – در نزد الله تعالی شود. رسول الله – صلى الله علیه وسلم – سید المرسلین و خاتم الأنبیاء است. الله تعالی کامل‎ترین دین را بروی نازل کرده است. و بسیاری از امور دیگر وجود دارد که الله آنها را فقط مخصوص رسول الله – صلى الله علیه وسلم – قرار داده است.

اما با تمام اینها، نباید فراموش کرد که رسول الله – صلى الله علیه وسلم – نیز مخلوقی از مخلوقات الله تعالی است. و ما نمی بایست هیچگاه در مدح و ستایش مخلوقی آن‎قدر غلو و زیاده روی کنیم تا او را به درجه ای برسانیم که فقط مخصوص خالق سبحانه و تعالی می باشد. الله سبحانه و تعالی رسول – صلى الله علیه وسلم – را امر می کند که بگوید: {قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ} (الكهف/110).

«بگو بی شک من بشری مثل شما هستم که بر من وحی نازل می شود. بی شک معبود شما (یعنی الله تعالی) معبود یگانه ای است».

پس رسول الله – صلى الله علیه وسلم – نیز بشری مانند دیگر انسانها است که الله تعالی او را برای رسالت انتخاب کرده و وحی خود را از طریق او به سایر انسانها رسانده است. و به همین دلیل نیز بایستی به او احترام بگذاریم و او را از جان خود نیز بیشتر دوست داشته باشیم.

4 – رد بر استدلال به آیه سی و پنجم از سوره المائدة. در این آیه آمده است که: «در طلب وسیله ای باشید که شما را به الله نزدیک کند».

و این وسیله همان اعمال نیک انسان است. قتاده – رحمه الله – می گوید: به الله نزدیک شوید بوسیله اطاعت کردن از اوامر او و عمل کردن به آن چیزی که او را راضی میکند.

پس در این آیه نیز هیچ دلیلی بر توسل و یا استغاثة جستن به پیامبران و یا سایر مخلوقات وجود ندارد.

ممکن است کسی بگوید که الله تعالی می فرماید:

{وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ} (آل عمران/169).

«و کسانی را که در راه الله کشته شدند، مرده مپندار! بلکه زنده هستند و در نزد رب شان روزی داده می شوند».

می گویند در این آیه آمده است که شهدا زنده هستند و وقتیکه شهدا زنده باشند، حتما أنبیاء نیز که مقامی والاتر از شهدا دارند، زنده می باشند. و اگر آنها زنده هستند، پس می شود به آنها توسل جست و از آنها طلب کمک کرد.

می گوئیم: بله آنها زنده هستند. ولی در عالم برزخ. و عالم برزخ امری است غیبی و از حقیقت و چگونگی آن کسی جز الله جل جلاله خبر ندارد. پس زنده بودن آنها با زنده بودن ما فرق می کند و گرنه هرگز نمی بایست آنها را دفن کرد و یا اینکه میراث شان را بین ورثه آنها تقسیم کرد.

علامه ابن جریر طبری در تفسیر این آیه می گوید: الله تعالی می فرماید: گمان مکن ای محمد که آنها (شهدای احد) مرده هستند و احساس لذت و نعمت نمی کنند، بلکه آنها در نزد من زنده هستند و در نعمت بسر می برند و از آن چیزی که به آنها عطاء کرده ام شادمان و خرسندند».

و همچنین ابن کثیر – رحمه الله – در تفسیر این آیه می گوید:

«الله تعالی در این آیه از احوال شهدا خبر می دهد و می فرماید: آنها با اینکه در این دنیا کشته شدند، اما ارواح آنها زنده و در نعمت می باشد».

سپس ابن کثیر حدیثی را که امام احمد بن حنبل از ابن عباس روایت کرده است، ذکر می کند. در این حدیث آمده است که رسول الله – صلى الله علیه وسلم – فرموده: «هنگامیکه برادران شما در جنگ احد کشته شدند، الله تعالی ارواح آنها را در درون پرندگانی سبز قرار داد که این پرنده ها از رودهای بهشت می نوشند و از میوه های آن می خورند و … . ».

در اینجا ما به تفسیر ابن جریر طبری و ابن کثیر اکتفا می کنیم. چونکه بقیه مفسرین نیز همچون ابن الجوزی، القرطبی، القاسمی، البیضاوی، .. این آیه را به همین صورت تفسیر کرده اند. وهمچنین نباید فراموش کرد که الله تعالی خطاب به رسول الله – صلى الله علیه وسلم – فرموده است:

{إنَّک مَیتٌ وَإِنَّهُمْ مَیتُونَ} (الزمر/30).

«تو (ای محمد) خواهی مُرد و آنها نیز خواهند مرد).

و همچنین الله تعالی فرموده است:

{وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ} (آل عمران/144).

«نیست محمد بجز پیامبری که قبل از او نیز پیامبران دیگری آمدند و رفتند. آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به کفر خود باز خواهید گشت؟!».

پس بار دیگر نیز می گوئیم، حقیقت و چگونگی زندگی در عالم برزخ را فقط الله تعالی می داند. و زندگی به آن صورتی که ما با آن آشنا هستیم، شکی نیست که با مردن انسان از بین می رود.

بنا بر این، در پایان سخن مان می بینیم تمام دلیل هایی که به آن استدلال کرده اند تا توسل و یا استغاثه جستن به غیر الله تعالی را امری جائز وانمود کنند، یا احادیث ساختگی است و یا اینکه اگر دلیلشان از قرآن و یا حدیث صحیح باشد، تفسیر و نتیجه گیری آنها از این آیات و احادیث اشتباه و خطا است.

الله سبحانه و تعالی رسول الله – صلى الله علیه وسلم – را امر می کند که بگوید:

{قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا * قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا} (الجن/22،21).

«بگو ای محمد: من نمی توانم ضرر و یا بلایی را از شما دور کنم و نمی توانم نفعی به شما برسانم. بگو (اگر من معصیتی انجام دهم) کسی نمی تواند مرا از عذاب الله تعالی نجات دهد. و پناهگاهی چز او نخواهم یافت».

و همچنین هنگامیکه الله جل جلاله این آیه را بر رسول الله – صلى الله علیه وسلم – نازل کرد:

{وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ} (الشعراء/214).

«و بر حذر دار خویشاوندان نزدیکت را (از عذاب الله تعالی اگر که ایمان نیاورند)».

رسول الله – صلى الله علیه وسلم – تمام خویشاوندان خود را جمع کرد و به آنها گفت:

«ای قریش، خود را از عذاب الله نجات دهید، من نمی توانم در مقابل عذاب او برای شما کاری کنم. ای فرزندان عبدالمطلب، من نمی توانم در مقابل عذاب الله تعالی برای شما کاری کنم. ای عباس بن عبدالمطلب، من نمی توانم در مقابل عذاب الله برای تو کاری کنم. ای صفیة عمه رسول الله، من نمی توانم در مقابل عذاب الله برای تو کاری کنم ای فاطمه دختر رسول الله از مال من هر چه می خواهی طلب کن. اما من نمی توانم در مقابل عذاب الله برای تو کاری کنم».

************************************************************************

برگرفته از کتاب: تطهير الجنان والأرکان عن الشرک والکفران

نوشته: شيخ أحمد بن حجر آل بطامي

تهیه و ترتیب: عبدالرحمن شفیق

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons