Home / مقالات متفرقه / علایم بیستگانه نفاق از زبان قرآن

علایم بیستگانه نفاق از زبان قرآن

نفاق و دورويي بزرگترين بيماريِ جامعه بشري بوده و از جمله موضوعاتي است که سعادت و شقاوت انسان، در دنيا و آخرت با آن گره خورده است. ما امروز به روشني شاهد اين واقعيتِ تلخ هستيم که بدليل دور شدنِ مردم از فرامين و قوانين الهي و ضعيف شدن تقواي الهي در دلها، بيماري نفاق در جامعه شيوع بسيار وسيعي پيدا کرده است و تمام لايه هاي جامعه را دچار و درمانده نموده است. اين بدان دليل است که نفاق تنها يک مرض عادي نيست، بلکه شامل مجموعه اي از امراضِ روحيِ فراگير است.
مرا در پيرهن ديوي منافق بود و گردن کش … و ليکن عقل ياري داد تا کردم مسلمانش

مهم ترين راه درمان اين بيماري، شناختِ درست و صحيحِ علائم و نشانه هاي آن و به دنبال آن، پرهيز و مبارزه با آن نشانه هاست. اگر شناخت علايم و نشانه هاي اين بيماري براي تمامي انسانها ضروري مي باشد، به طريق اولي، براي يک مسلمان ضروري تر و واجب تر است. ما در اين نوشتار به معرفي و بيان 20 نشانه مهمِّ نفاق و دورويي که در قرآن کريم به آنها اشاره شده است، مي پردازيم.

به اميد اينکه با ياري خداوند تبارک و تعالي و در سايه شناختِ درست اين نشانه ها و دوري از هم نشينان منافق، از ورود اين بيماري به درون روح و روانِ خود و شيوع آن در روح و روان جامعه جلوگيري نماييم.

نفاق چيست؟
نفاق، ادعاي خوب بودن و درستکاري از طرف انسانهاي نادرست و نابکار است. نفاق ميوه و ثمره کفر است و کفر به معناي پنهان کردن حقايق و برعکس جلوه دادن آنست. منافق در ظاهر مسلمان و در باطن کافر است. در حقيقت نفاق يکي از نشانه هاي کفر در دل است.
گفت بدکار را بد کيفر است … گفت منافق از بدکار بدتر است

نفاق از اعمال کساني است که به زبان ادعاي ايمان و صداقت در اقوال و افعال را مي کنند، اما در دل حقايق را پنهان کرده و با خودشان صادق نيستند:
“ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ” [المنافقون: (3)] «اين (نفاق و دروغگوئي و بازداشتن از دين) بدان خاطر است كه (نخست با زبان) ايمان آورده اند و سپس (با دل) كافر شده اند، پس بر دلهايشان مهر نهاده شد، و ايشان ديگر (حقيقت را درك نمي كنند، و از ايمان چيزي) نمي فهمند».
منافق در ظاهر آراسته و طرفدار حقيقت است، گيج و منگ نيست بلکه بسيار خوب حرف مي زند، اما مانند طبل توخالي فقط صداي زیبا و بلندي داشته و هيچ مايه اي از خود ندارد:
“وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ” [المنافقون: (4)]

«هنگامي كه ايشان را مي بيني، تيپ و قيافه آنها نظر تو را جلب مي کند و به شگفتي مي آورد (و به خود مي گوئي: چه انسانهاي باوقار و برازنده اي!) و هنگامي كه به سخن در مي آيند (به علّت زیبا جلوه دادن كلامشان) به سخنانشان گوش فرا مي دهي. (با وجود اين جاذبه ي صورت و گيرائيِ گفتار) آنان انگار تخته هائي هستند كه (بر ديوار) تكيه داده شده باشند (بي جان و بي ايمان، هيكلهاي توخالي، درونهاي بي نور و صفا، نقشهائي بر در و ديوارها). هر فريادي را بر ضدّ خود مي پندارند و هر آوازي را به زيان خويش! آنان دشمنان واقعي هستند پس از ايشان برحذر باش. خداوند آنها را بكُشد! چگونه (از حق) رويگردان مي شوند (و منحرف مي گردند؟!)».
گفت يزدان مر نبي را در مساق … يک نشاني سهلتر زاهل نفاق
گر منافق زفت باشد نغز و هول … وا شناسي مر ورا در لحن و قول

انواع نفاق

1- نفاق در عقيده:
نفاق در باورها و اعتقادات اسلامي انسان را از دايره اسلام خارج کرده و صاحب آن داخل در آتش جهنم مي شود. همانطور که خداوند در کتاب خود مي فرمايد:
“بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا” [النساء: (138)] «به منافقان مژده بده كه براي آنها عذاب دردناكي خواهد بود».
“إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا” [النساء: (145)] «بيگمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائين ترين مكان آن هستند و هرگز ياوري براي آنان نخواهي يافت (تا به فريادشان رسد و آنان را برهاند)».
“إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا” [النساء: (140)] «شك نيست كه خداوند منافقان و كافران را همگي در دوزخ گرد مي آورد؛ (پس از مخالطه و مجالسه با ايشان بپرهيزيد تا همراه آنان به آتش دوزخ گرفتار نشويد)».

2- نفاق در عمل:

تمام اعمالي که انسان در ظاهر انجام مي دهد اما در درون با اخلاص قلبي همراه نيست و خودش هم اين دوگانگي را مي داند، از مصاديق نفاق در عمل به حساب مي آيند. نفاق در عمل شامل دايره بسيار وسيعي از اعمال و کارهاي روزمره يک منافق بوده و از گستردگي زيادي برخوردار مي باشد.

نشانه هاي منافق
نشانه يکم: دروغ گفتن (در باور، گفتار و کردار)
“وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ” [المنافقون: (1)] «خداوند گواهي مي دهد كه منافقان در گفتار خود دروغگو هستند».
اولين صفتي که خداوند در سوره منافقون به منافقين نسبت مي دهد، دروغ گفتن است. يعني در صحبت کردن چيزهايي را به زبان مي آورند که خودشان ايماني و اعتقادي به آن سخنان ندارند و در دل خود ميدانند که در حال دروغ و فريبکاري هستند. منافق با دروغگويي حقايق را به نفع خود پنهان ميکند. منافق اگر پيماني با کسي ببندد يا قولي بدهد، در قول و پيمانِ خود دروغگو بوده و پيمان خود را خواهد شکست. او همچنين در قول خود دغل باز و نيرنگ باز نيز مي باشد. بنابراين کسي که به زن، فرزند، دوستان و بقيه مردم قولي يا وعده اي بدهد و بدون داشتن عذرِ شرعيِ قابلِ قبول، آن را بجا نياورد و در قول و وعده خود دروغگو باشد، با اين کارِ خود، وارد دايره نفاق خواهد شد و يکي از نشانه هاي نفاق را در خود پرورش ميدهد.

نقض ميثاق و عهود از احمقيست … حفظ ايمان و وفا کار تقيست

در قرآن هر جا از نفاق صحبت مي فرمايد، بلافاصله همراه با اين واژه از دروغ هم صحبت مي کند و برعکس هر جا از دروغ سخن مي گويد، به همان شکل همراه با آن از نفاق هم سخن مي گويد.

نشانه دوم: شرم کردن از مردم و شرم نداشتن از خدا
“يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا” [النساء: (108)]

«آن ها (زشتکاري هاي خود را) از مردم پنهان مي دارند، اما از الله پنهان نمي دارند، و او با ايشان است؛ هنگامي که در جلسات شبانه سخناني را که الله نمي پسندد، تدبير مي کنند، و الله به آنچه انجام مي دهند؛ احاطه دارد».
اين نشانه بزرگترين و بهترين نشانه است که ميتوان به وسيله ي آن يک منافق را از ايمانداران واقعي جدا کرد و تشخيص داد. منافقي که در جلوي چشمِ مردم، مرتکب گناه و معاصي نمي شود، اما در تنهايي و خفا به راحتي مرتکب گناه مي شود و خداوندِ بزرگ را کمترينِ کس هم به حساب نمي آورد تا از وي اندک شرمي داشته باشد. منافق خوشايندِ مردم را بيشتر دوست دارد تا خوشنودي خداوند را.
اما مؤمن واقعي، خداوند را همواره ناظر و حاضر مي بيند و در پنهان و آشکار، خداوند را بر نفس و درون خود شاهد و بينا مي داند و خوشنودي خداوند را بر رضايت مردم ترجيح مي دهد.

نشانه سوم: تنبلي کردن در عبادات
“وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى” [النساء: (142)] «منافقان هنگامي كه براي نماز برمي خيزند، سست و بي حال به نماز مي ايستند».
منافقين در زمان پيامبر – صلى الله عليه وسلم – با آن حضرت به نماز مي ايستادند اما خداوند متعال پيامبر را از اينکه منافقين با تنبلي و ناراحتي به نماز مي آيند، آگاه نمود. اگر اين شرح حال منافقين است، پس واي به حال کساني که نه با نشاط و نه با تنبلي نماز نمي خوانند!؟.
آن منافق از برون صوم و صلات … وز درون آب سياه بي نبات

نشانه چهارم: رياکاري
“يُرَاءُونَ النَّاسَ” [النساء: (142)] «بدون شک منافقان رياکار هستند و در جلو مردم خودنمايي ميکنند (و نمازشان به خاطر مردم است، نه به خاطر خدا)».

ريا کردن به اين معناست که شخص، خودش را جلوي چشم مردم خداترس و پرهيزکار نشان مي‎دهد تا مورد احترام و قبول مردم قرار گيرد و به چشم آدم خوب به او نگاه کنند. حتي در نمازهاي انفرادي نيز طوري وانمود مي کند که بسيار مخلص و متدين است. در اجتماعات و مجالس نيز با ادب و عبادت پيشه نشان مي دهد اما وقتي به خلوت مي رود، برعکسِ آنچه نشان مي داد عمل مي‎کند و هيچ ترسي از خدا ندارد و اصلاً خدا را نمي شناسد. تمام سخنان و کارهايش براي جلبِ توجه مردم است و خودش هم به اين دوگانگيِ شخصيتي در وجود خود آگاهي دارد.
ريا از گناهان کبيره بوده و به شرک نزديک مي باشد، چون مقصود از عبادتِ شخص رياکار، جلب توجه مردم است و اين به معناي پرستش مردم بوده و شرک است.
گاهي مقصود رياکار، جلب نظر مردم براي رسيدن به مقام و مسئوليتي مانند نمايندگي يا رياست يا رهبري است.
نمايندگي و قضاوت و ولايت و رهبري که به امور و حقوق مردم تعلق دارد، اگر همراه با رعايتِ عدالت باشد، از عبادات بزرگ بشمار مي رود اما اگر با عدالت همراه نباشد از گناهان کبيره و بزرگ است. بنابراين کسي که مطمئن نيست بتواند عدالت را رعايت کند و بر آن توانا نيست، قبول مسئوليت برايش حرام است (1).

نشانه پنجم: کمتر ياد کردن از خدا و ذکر کم گفتن
“وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا” [النساء: (142)] «و (منافقان) الله را جز اندکي ياد نمي کنند». خداوند نفرمود منافقان به ياد خدا نيستند بلکه مي فرمايد آنها کساني هستند که خدا را ياد مي کنند اما به کمي و به تنبلي.

نشانه ششم: سوگند و قسم دروغ خوردن
“اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً” [المجادلة: (16)] «(منافقين) سوگندهاي (دروغين) خود را سپري (براي رهائي از گرفتار آمدن به دست عدالت، و پوشاندن چهره واقعي خويش) مي گردانند».
منافق اگر شخصي را غيبت کند و آن شخص بشنود و بگويد چرا چنين چيزي را گفته اي؟ مي گويد به خدا قسم که من چنين حرفي را پشت سر تو نگفته ام. منافق در معامله نيز بي پروا قسمِ دروغ مي خورد و هيچ ابايي ندارد.
چون ندارد مرد کج در دين وفا … هر زماني بشکند سوگند را
راستان را، حاجت سوگند نيست … زانکه ايشان را دو چشم روشنيست

نشانه هفتم: وقايع را بزرگ نشان دادن و شايعه پراکني
“لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا” [الأحزاب: (60)] «اگر منافقان و کساني که در دل هاي شان بيماري است، و شايعه پراکنان در مدينه (از کار خود) باز نايستند، يقيناً تو را بر (ضد) آن ها مي شورانيم (و بر آن ها مسلط مي گردانيم) سپس جز اندکي در کنار تو در آن (شهر مدينه) نباشند».
يکي از نشانه هاي منافقين اين است که وقايع و چيزهاي کوچک را بزرگ جلوه مي دهند و با شايعه پراکني سعي در تضعيف مسلمانان و جامعه اسلامي مي کنند.

نشانه هشتم: عيب جويي از قضا و قدر خداوند
{الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} [آل عمران: (168)]

«منافقان كساني هستند كه (خود در خانه) نشستند و (از جنگ كناره گيري كردند و نسبت) به برادران خود گفتند: اگر از ما اطاعت مي كردند (و حرف ما را مي شنيدند) كشته نمي شدند. بگو: پس مرگ را از خود به دور داريد اگر راست مي گوئيد (كه مي توان با پرهيز و حذر از دست قضا و قدر گريخت)».
منافق به قضا و قدر و مشيت الهي راضي نيست و هر اتفاقي در زندگي بيفتد، مي گويد اگر چنين مي کردم، چنين مي شد. اما مؤمنين واقعي در پيشامدهاي خير، شکرگذار و در بلا و مصيبت، آرام و صبورند و در هر حال به رضاي الهي رضايت دارند.

نشانه نهم: بدگويي کردن از انسانهاي صالح و سالم
“أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا” [الأحزاب: (19)] «آن ها بر شما بخل مي ورزند، پس هنگامي که (زمان) ترس (پيش) آيد، مي بيني که به تو نگاه مي کنند، در حالي که چشم هايشان (در حدقه) مي چرخد، مانند کسي که از (سکرات) مرگ بي هوش شده باشد، پس چون ترس (و وحشت) بر طرف شد، شما را با زبآن ها ي تيز (و تند خود) مي رنجانند، در حالي که بر مال (غنايم) سخت حريص و آزمندند، اينان (هرگز) ايمان نياورده اند، لذا الله اعمال شان را تباه (و نابود) کرد، و اين (کار) بر الله آسان است».
منافق وقتي که از نزد مسلماني خارج مي شود، پشت سر او با زباني تيز و برنده شروع به بدگويي مي کند.
آن منافق چون درين ظاهر گريخت … خون صد مؤمن به پنهاني بريخت

نشانه دهم: بدگماني و تهمت زدن به انسانهاي درستکار

“وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَايُظْلَمُونَ” [ال عمران: (161)] «(منافقان پيامبر را متهم كردند که به آنها خيانت خواهد کرد! در حالي كه) هيچ پيغمبري را نسزد كه خيانت كند، و هر كس خيانت ورزد، در روز رستاخيز آنچه را كه در آن خيانت كرده است با خود (به صحنه محشر) مي آورد، سپس به هركسي پاداش و پادافره آنچه كرده است به تمام و كمال داده مي شود، و بدانان ستم نخواهد شد».

نشانه يازدهم: تلاش در جهت شيوع فساد و تباهي به نام اصلاح و نيکويي
“وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11) أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لَّا يَشْعُرُونَ” [البقرة: (11)، (12)] «هنگامي كه بديشان گفته شود: در زمين فساد و تباهي نكنيد. گويند: همانا ما اصلاحگر هستيم. هان! ايشان بدون شک فسادكنندگان و تباهي پيشگانند و ليكن (به سبب غرور و فريب خوردگي خود به فسادشان) پي نمي برند».
منافق با کارهاي غلط خود به شيوع فساد و تباهي در جامعه دامن مي زند و وقتي به او گفته شود، چرا از خدا نمي ترسي؟ در جواب مي گويد: من کار بدي نکرده ام. اگر من نکنم ديگران مي کنند و … . در حالي که خودش در دل مي داند که آن کار او باعث گسترش فساد و تباهي خواهد شد.

نشانه دوازدهم: ظاهر و باطن منافق يکي نيست
“إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ” [المنافقون: (1)]

«هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، سوگند مي خورند و مي گويند: ما گواهي مي دهيم كه تو حتماً فرستاده خدا هستي! خداوند مي داند كه تو فرستاده خدا مي باشي ولي خدا گواهي مي دهد كه منافقان در گفته خود دروغگو هستند (چرا كه به سخنان خود ايمان ندارند)».
با توجه به آيه بالا، هر کس که ظاهر و باطنش يکي نباشد و به عبارتي ديگر صورت و سيرتش يکي نباشد، منافق خواهد بود. گاهي منافق لباس و هيئت آراسته دارد اما درونش فاسد و بدبوست.
ظاهر دستار چون حور بهشت … آن منافق اندرون رسوا و زشت

اما مؤمن واقعي در کنار آراستگي ظاهر، دل و درونش را هم به ذکر و ياد خدا و به صفات نيک آراسته مي کند تا زيبايي ظاهر و زيبايي باطن هر دو را با هم داشته باشد و از جمله منافقان نباشد.

نشانه سيزدهم: امر به منکرات و زشتي ها و نهي از معروف و نيکي ها
“الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ” [التوبة: (67)] «مردان منافق و زنان منافق همه از يك گروه (و يك قماش) هستند. آنان همديگر را به كار زشت فرا مي خوانند و از كار خوب باز مي دارند».
منافقين مي خواهند خرابکاري، زنا، بي بند و باري و بي حجابي گسترش پيدا کرده و موسيقي غيرشرعي، عکسها و فيلمهاي لخت و نيمه لخت، سيگار و ترياک و مخدرات در جامعه انساني شيوع داشته باشد. اينها همه از جمله منکرات و بزه کاري است. منافق دوست ندارد خير و نيکي و علم و آگاهي مردم رشد کند و اگر کسي از سر خيرخواهي به او بگويد: اين کارها مورد پسند خدا نيست و پيامبر نهي کرده است، در جواب خواهد گفت لازم نيست تو به ما درس دين بدهي، ما خودمان از دين آگاهي داريم.

نشانه چهاردهم: منافق در امور خير خسيس و بخيل است
“وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ” [التوبة: 67] «و دستهايشان را (از بذل و بخشش در راه خير) مي بندند».

منافق را مي بيني که براي خودنمايي و تظاهر و طلب شهرت، مهماني ها مي گيرد و خرج هاي سنگين مي کند، اما اگر براي کار خيري از او کمک بخواهي، با اکراه و به سختي مبلغ ناچيزي کمک خواهد کرد.

نشانه پانزدهم: فراموش کردن خدا
“نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ” [التوبة: (67)] «خدا را فراموش كرده اند (و از پرستش او روي گردان شده اند)، خدا هم ايشان را فراموش كرده است (و رحمت خود را از ايشان بريده و هدايت خويش را از آنان دريغ داشته است). بدرستي منافقان، همان اهل فسق (و گردنکشان در قبال حق) هستند».
منافق از خانواده، سرگرمي ها و لذات دنيوي، آرزوها و داشته ها و هر چيز ديگري صحبت مي کند غير از خدا! اين در حالي است که فراموش کردنِ خداوند، بزرگترين بلا و مصيبت است. چون خداوند نيز او را به فراموشي مي سپارد. اما مؤمن واقعي همواره و در هر موقعيتي در خواب و در بيداري، در کار و در استراحت، سواره يا پياده، در نعمت و در مصيبت، هيچ وقتي را از ياد خدا خالي نمي گذارد.

نشانه شانزدهم: وعده هاي خدا و پيامبر را دروغ مي داند
“وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا” [الأحزاب: (12)] «و (نيز به ياد آوريد) هنگامي را که منافقان و آنان كه در دلهايشان بيماري (نفاق) وجود دارد، مي گويند: خدا و پيغمبرش جز وعده هاي دروغين به ما نداده اند».
منافق باوري به آخرت ندارد، به همين خاطر فقط در طلب دنيا و مقامات دنيوي است.

نشانه هفدهم: آگاهي نداشتن از احکام دين و ندانستن برنامه زندگي خداپسندانه
“وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ” [المنافقون: (7)] «ولي منافقان (حقايق و واقعيت ها) درنمي يابند و نمي فهمند».

منافق به علوم تجربي و دنيوي علاقه دارد و ياد مي گيرد! اما از درک حقايق دين و قدرت وعده هاي الهي و روز سزا و جزاو … ، قاصر و عاجز است واين تنها بدين خاطر است که خودش نميخواهد بفهمد و خداوند نيز بر دل او مهر ميزند. منافق دوست ندارد در مجالس و مباحث از عبادت و نماز و ياد خدا بحث شود، چون فکر مي کند چيزي از آن نمي داند و مايه سرافکندگي اوست. اما مؤمن واقعي به دنبال کسب علم شرعي و احکام دين مي رود و هميشه در تلاش است کاري را که در آن سود و خيري هست، انجام دهد.

نشانه هجدهم: خوشحالي بر مصيبت ايمانداران و دلتنگي در شادي آنها
“إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا وَّهُمْ فَرِحُونَ” [التوبة: (50)] «اگر به تو نيکي برسد، آن ها را ناراحت مي کند، و اگر مصيبتي به تو رسد، مي گويند: ما پيش از اين چارۀ کار خود را انديشيده ايم و شادمانه باز مي گردند».
اگر منافق باخبر شود که مسلماني دچار بلا و مصيبتي شده است، فوراً شروع به پخش آن خبر مي کند و طوري وانمود مي کند که از اين واقعه ناراحت شده است اما دروغ مي گويد و در دل به آن شاد و خوشحال است.

نشانه نوزدهم: چاپلوسي و زبان بازي
“وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ” [المنافقون: (4)] «و اگر (سخن) گويند به سخنان شان گوش فرا مي دهي، گويي آن ها چوب هاي تکيه داده به ديوارند، هر بانگي را عليه خود مي پندارند، آن ها دشمن (واقعي) هستند، پس از آنان بر حذر باش! الله آن ها را بکشد، چگونه (از حق) منحرف مي شوند؟!».

منافق چاپلوس و زبان باز است و به شکلي حرف مي زند که مردم فکر کنند از ديگران فهميده تر و عاقل تر است. منافق دوست دارد بالاتر از فهم مردم سخن بگويد تا برتري خود را به ديگران تحميل کند و با اين کارها مي خواهند مردم را فريب دهند.
گر به دريا در افتي اي منافق … ز زشتي کي خورد مار و نهنگت
چه گويم با تو اي نقش مزوّر … چه معني گنجد اندر جان تنگت

نشانه بيستم: مسخره کردن دين خدا و سنت پيامبر – صلى الله عليه وسلم –
“يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِءُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ * وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِءُونَ” [التوبة: (64)، (65)] «منافقان (خدا و آيات و پيغمبر او را در ميان خود به مسخره مي گيرند و) مي ترسند كه سوره اي برضدّ ايشان نازل شود (و علاوه از آنچه مي گويند) آنچه را (هم كه) در دل دارند به رويشان بياورد و آشكارش سازد. بگو: هر اندازه مي خواهيد مسخره كنيد، بيگمان خداوند آنچه را كه از آن بيم داريد (و در پنهان داشتنش مي كوشيد) آشكار و هويدا مي سازد. اگر از آنان (درباره سخنان ناروا و كردارهاي ناهنجارشان) بازخواست كني، مي گويند: (مراد ما طعن و مسخره نبوده و بلكه با همديگر) بازي و شوخي مي كرديم. بگو: آيا به خدا و آيات او و پيغمبرش مي توان بازي و شوخي كرد؟!»
همين طور مسخره کردن به لباس و ريش و هيئت يک مسلمان، شخص را وارد دايره نفاق و کفر خواهد کرد.

شکست بزرگ
انسان منافق با اعمال مزدورانه خود، درهاي رحمت خداوند را بر روي خود بسته و درهاي عذاب را به روي خود باز مي کند:

“يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ” [الحديد: (13)] «روزي که مردان منافق و زنان منافق به مؤمنان مي گويند: (با شتاب به سوي بهشت حركت نكنيد و) منتظرمان بمانيد تا از نور شما فروغ و پرتوي (به ما بتابد و از آن) استفاده كنيم! بديشان گفته مي شود: به عقب برگرديد (و مجدّداً به دنيا برويد) و نوري به دست بياوريد! در اين حال ناگهان ديواري ميان آنان زده مي شود كه دري دارد. داخل آن (كه به طرف مؤمنان است) رو به رحمت است (كه بهشت و نعمت سرمدي است) و خارج آن (كه به طرف منافقان است) رو به عذاب است (كه دوزخ و نقمت ابدي است)».
“يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ” [الحديد: (14)] «منافقان، مؤمنان را صدا ميزنند، مگر ما (در دنيا) با شما نبوديم؟ مي گويند: بلي! وليكن (با نفاق)، خويشتن را گرفتار بلا كرديد، و چشم به راه (مرگ پيغمبر، و نابودي مسلمانان، و برچيده شدن اسلام) مانديد و (درباره حقانيت دعوت پيغمبر و قرآن و وجود معاد و رستاخيز) شك و ترديد ورزيديد، و آرزوها و پندارها شما را گول زد، تا اين كه فرمان خدا (دائر بر مرگتان) در رسيد و اهريمن (بدكاره و نفس امّاره ي) فريبكار، شما را در برابر فرمان خدا فريب داد».
آن منافق با موافق در نماز … از پي استيزه آيد، ني نياز
در نماز و روزه و حج و زکات … با منافق مؤمنان در برد و مات
مؤمنان را برد باشد عاقبت … بر منافق مات اندر آخرت

هر يکي سوي مقام خود رود … هر يکي بر وفق نام خود رود
مؤمنش خوانند جانش خوش شود … ور منافق گويي پر آتش شود

دعاي پايان:
از خداوند بزرگ مي خواهیم که ما را از اين بيماري مهلک و کشنده محافظت نمايد و توفيق دهد که اين نشانه ها را همواره به ياد داشته باشيم و از آنها پرهيز و حذر کنيم. آمين يا رب العالمين

منابع:
تفسير نور، دکتر مصطفي خرم دل
علائم نفاق، دکتر عائض القرني، ترجمه نوا محمد سعيد
کيمياي سعادت، امام محمد غزالي
مثنوي معنوي، جلال الدين محمد بلخي

one comment

  1. دمتون گرم عالیییییییی بود

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons