Home / سیرت پیامبر / بزرگترین تولد و تحول تاریخ بشر

بزرگترین تولد و تحول تاریخ بشر

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد * دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا * فدای عارض نسرین و چشم نرگس ش

اگر از یكدیگر بپرسیم: كدام یك از روزهای تاریخ سزاوار است كه از سوی بشر با بهترین وجه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد و شایسته است كه روز ملی و تاریخی جاودان و خط فاصل بین ادوار تاریخ و جهان‌های گوناگون قرار داده شود؟

كدام روز سزاوار است كه جهان بشریت، به رغم طبقه‌ها و ملیت‌های مختلف و اندیشه‌ها و سلیقه‌های متفاوت، آن جشن بگیرد؟ زیرا بشر در آن روز، پس از پشت سرگذاشتن سیاه‌روزی‌های مدید به خوشبختی نایل آمد و پس از قرن‌ها به پا خاست….

كدام روز شایسته است كه روز تولد جهان جدید و طلیعه‌ی روزگار سعادت و رمز پیروزی فضیلت بر رذیلت و نكویی بر زشتی و پیروزی عدالت و مساوات و رحمت و همدردی بر بدبختی و سنگدلی، ددمنشی و وحشی‌گری و روز پیروزی زندگی پیراسته و قانون كامل بر قانون جنگل و مقررات گروهی و طایفه‌ای و خلاصه روز پیروزی ابدی دانش و ایمان بر جهل و خودكامگی (به معنای وسیع كلمه) به حساب آید؟

اگر بپرسیم در چه روزی نیرویی جدید برای مبارزه با بدی پدید آمد و فعالیت گسترده برای مبارزه با امواج فساد آغاز شد و تشكیل جامعه‌ی جدیدی كه بر پایه‌های ایمان و عمل صالح و تقوا و خدمت رسانی برای بشر استوار بود، پایه‌گذاری شد؟ آری! در چه روزی سپاه مبارزه با فساد از میان بهترین مردان تاریخ، تشكیل شد؟ مردانی كه به گفته‌ی حضرت عبدالله بن مسعود: «بی‌تكلف‌ترین و پاكدلترین و دانشمندترین انسان‌ها بودند».

آنان زندگی مرفه و آسایش و دارایی خود را در راه سعادت بشر و بیرون آوردن او از تاریكی‌های عصر قدیم و رهنمون ساختن به نور عصر جدید و رهایی از پرستش بندگان و دعوت به پرستش خدای یكتا و در اره خارج كردن انسان‌ها از تنگنای دنیا به سوی فراخنای آن فدا نمودند و در این راه زیان‌ها و دگرگونی‌های زندگی را به جان خریدند و هیچ نوع اختلاف و دشمنی یا دوستی و آشنایی، آنان را از این راه منرحف نساخت؛ مردانی كه خداوند در حق آنان چنین گواهی می‌دهد: «أذلة علی المؤمنین أعزة علی الكافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائم»؛ آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر كافران نیرومندند و در راه خدا جهاد می‌كنند و از سرنش كنندگان هراسی ندارند».

كدام روز است كه امت عربی دوباره متولد شد یا بهتر بگوییم برای اولین بار به دنیا آمد و بر صحنه‌ی تاریخ ظهور كرد و این شایستگی را یافت كه به نام «امت» خوانده شود؟ زیرا پیش از آن به صورت قبایل پراكنده و گروه‌های رقیب و ملوك الطوایفی زندگی می‌كرد. ملتی بود که در حاشیه‌ی ملت‌ها و یكسو از جهان بسر می‌برد و كاری به جریان امروز یا سرنوشت ملت‌ها و سیاست دولت‌ها و نقشی در روش‌های زندگی و اخلاق جوامع و جهت‌گیری و گرایش‌های انسان‌ها نداشت.

و سهم او از گنجینه‌ی كتاب‌های جهان ـ كتابخانه‌ی جهانی ـ غیر از چند قصیده كه در مورد حوادث محلی و اهداف بی‌ارزش سروده می‌شد بیشتر نبود در این سروده‌ها نبوغ و تسلط او بر زبان، آزادی فردی، نشانه‌ی قدرت تعبیر و گستره‌ی زبان عربی معهود بود. این قصاید در همان صحرا و اطراف او منتشر می‌شد و به اوج تقدیر و احترام می‌رسید و گاهی در كعبه آویزان می‌شد، بدون آن كه ادیبان و افراد باسواد خارج از جزیره‌ی عربی از آن آگاهی یابند یا به زبان‌های زنده‌ی جهان متمدن آن روز برگدانده شوند و دیگران از صداقت لهجه و قدرت دفاعی و نبوغ فكری آنها اطلاع یابند و این ملت را به عنوان ملتی بشناسند كه به آزادی، مساوات، سادگی، سخت‌كوشی، جنگ‌جویی و پایداری، حفظ نسب و دیگر ارزش‌ها و صفات پسندیده‌ای كه ویژه‌ی عشایر و صحرانشینان است علاقه دارد. ناگاه این ملت منزوی و حاشیه‌نشین به امتی تبدیل می‌گردد كه سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند و مسیر جهان را عوض می‌كند و تمدن خود را كه از دین جدید اقتباس نموده و با روح تقوی و امانت همراه بود بر جامعه‌ی انسانی القا می‌كند و زبان او كه محدود به جزیره‌ی عربی بود، زبان مقدس جهان جدید قرار می‌گیرد و بزرگ‌ترین تیزهوشان جهان، با علاقه‌ی فراوان، این زبان را آموخته و علوم و ادبیات آن را فرا می‌گیرند. و دانستن آن یك واجب دینی و شعار افراد متدین قرار می‌گیرد و به طوری كه هیچ‌كس بدون آن به قله‌ی شرف نمی‎رسد و كس بدون دانستن آن حق قضاوت و فتوی و آموزش را ندارد.

در كدام روز، امید به انسان و امید به آینده تجدید شد و خوش‌بینی و امیدواری بر بدبینی غلبه یافت؟ آری! در كدام روز ناامیدی‌هایی كه بر فاجعه‌های غم‌انگیز و بیهوده كاری‌ها و سبك شمردن عقل، عقیده و عمل انسان و بركوشش برای نابودی تمدن‌ها و بردگی انسان‌ها، پایه‌گذاری شده بود به امید تبدیل شد؟ زیرا پیش از آن، فاجعه بشری به قدری بود كه خود انسان از آینده‌ی خویش ناامید بود و خود را از حق زندگی و شایستگی زنده ماندن محروم می‌دانست و سزاوار عذاب زود هنگام و فروپاشی نسل انسانی گشته بود، اما با طلوع سپیده‌دم این روز، حق ادامه‌ی زندگی را بازیافت و شایستگی پیدا كرد كه در ساخت جامعه جدید و احیای فضایل نابود شده و صفات عالی اخلاقی و اعاده‌ی كرامت انسانی بر او اعتماد شود و سزاوار آن شد كه در برابر ظلم ستمگر بایستد و مظلومان را حمایت كند و در بنای زندگی جدید كه با شأن و كرامت او مطابقت داشته و با اهداف آفرینش هماهنگ باشد سهیم گردد و آن روز كدام است كه تمدید حیات بشر و فرصت جدیدی برای زندگی و شكوفایی او محسوب می‌شود؟ و همه‌ی كسانی كه بعد از آن روز و در عصرهای بعدی به دنیا آمدند مدیون آن هستند؟؟

پاسخ این سؤال، بدون تردید و مناقشه آن است كه این روز مبارك روزی است كه محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم به دنیا آمد. در این روز، بشر ایمان گمشده‌ی خود را بازیافت و به وحدانیت آفریدگار جهان و زندگی پس از مرگ و به پیامبران و فرستادگان خدا ایمان آورد و به ارزش و كرامت انسان یقین نمود، حال آنكه پیش از این روز از آینده، ناامید بود و به زندگی چند روزه‌ی دنیا دل خوش كرده و بازیچه‌ی دست دجالان حرفه‌ای كه مال مردم را چپاول می‌كردند و از راه خدا باز می‌دانستند، قرار گرفته بود و خود را در برابر بتان سنگی و درختان و حیوانات و پادشاهان و ثروتمندان و زورگویان خوار و ذلیل كرده بود، اكنون یقین نمود كه دنیا برای او، و او برای بندگی الله آفریده شده است و هیچ عربی بر عجم فضیلت و برتری ندارد مگر با تقوا، و همه‌ی انسان‌ها فرزندان آدمند و آدم از خاك آفریده شده است. با طلوع این روز، از حقوق و تكالیف خویش آگاه شده و دانست كه هركس حقی دارد و باید حقوق دیگران را مراعات و حق خود را به نرمی و مهربانی مطالبه كند و در برخورداری از آن، میانه‌رو باشد و در ادای تكالیف خویش بكوشد زیرا پیامبر فرموده است: «كلكم راع و كلكم مسؤول  عن رعیته»؛ (همه‌ی شما مسؤول و سرپرست هستید و در مورد زیردستان مورد بازخواست قرار می‌‌گیرد.)

همچنین باید بداند كه زنان نیز ركن جامعه و از حق همزیستی مسالمت‌آمیز برخوردارند و زن و مرد دارای حقوق متقابلی هستند و نیز بر دیگر تعالیم متوازن و رهنمودها حكیمانه‌ای كه حضرت محمد صلی الله علیه و سلم آورده است عامل باشد و به یمن آنها جامعه‌ی سعادتمندانه‌ای كه در تاریخ نظیر ندارد به وجود آمد. تعالیمی كه این جامعه در هر زمان و مكان بر اساس آنها استوار است. این اصول و تعالیم حكیمانه، فقط در این روز شناخته نشد، بلكه بارها در طول تاریخ، این ارزش‌ها شناخته شده و به ظهور پیوسته بود. (گرچه مانند این مرحله، كامل نبوده است) و گهگاه در فواصل زمانی مختلف فریادهایی بلند می‌شد و سپس در تاریكی‌های روزگار، ناپدید می‌گشت و جامعه‌ی فاسد آنها را در كام خود فرو می‌برد؛ زیرا فردی نبود كه به پشتیبانی از آنها و خانواده و موقعیت خود را به خطر اندازد و گروهی وجود نداشت كه همه دارایی خود را در این راه وقف كند و از موقعیت فعلی و آینده‌ی خود چشم بپوشد، اما بعثت محمدی با بعثت امت جدیدی همراه بود؛ امتی كه به خاطر این دعوت و جهاد مقدس می‌زیست، امتی كه خداوند در حقش می‌فرماید: «كنتم خیر امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون بالله»؛ (شما بهترین امتی هستید كه به نفع انسان‌ها آفریده شده است؛ زیرا امر به معروف و نهی از منكر می‌كنید و به خدا ایمان دارید).

امتی كه خودش را وقف این دعوت كرد و زندگی‌اش با حیات آن مرتبط بود این امت نوپا و جاودان ـ كه این دعوت به آن بستگی داشت ـ رهبری اعرابی كه از روی صدق و اخلاص، به صاحب این رسالت جدید ایمان آوردند و دست در دست او گذاشته و او را در جان و مال خود صاحب اختیار قرار دادند به عهده گرفت، آنان خواسته‌ها و آرمان‌های خود را تابع ایشان گردانیدند و نخستین یاران پیامبر و سپاه پیروز الهی و اولین دعوتگران و امنای این رسالت بودند كه بیشترین سهم را در شناخت و گسترش دعوت نوین بر عهده داشتند. و خود را در راه آن فدا كرده و هرگونه خسارت را تحمل نمودند، تا جایی كه آینده و بقای این دعوت با آینده و بقای آنان وابسته شد و رسول اكرم صلی الله علیه و سلم حق داشت كه در میدان بدر بگوید: «اللهم ان تهلك هذا العصابة لن تعبد»؛ (خدایا اگر امروز این گروه كوچك نابود شود دیگر كس تو را پرستش نخواهد كرد).

خداوند این اعراب را در روی زمین قدرت داد و آنان را پس از ذلت، فقر ناتوانی به عزت، ثروت و توانمندی مفتخر گردانید و پس از تفرقه و پراكندگی متحد و یكپارچه ساخت و به زبان محلی‌شان كه در جزیره‌ی عربی محدود بود، لباس تقدس دینی پوشانید و گستره‌ی آن، همه‌ی جهان را فراگرفت و به آن محبوبیتی عنایت كرد كه خاورمیانه قرار گرفت و ساكنان كرانه‌ی دجله تا كوه اطلس به این زبان تكل نمودند و از آن پس، زبان دین و دانش، تحقیق و تالیف در جهان نوین و پهناور اسلامی شد و به ملت عرب، جایگاه  ویژه‌ای بخشید كه به رغم حركت‌های ناسیونالیستی و نژاد پرستانه، در جهان اسلام پایدار خواهد ماند به شرطی كه به كرامت و عرب به شرف و رهبری دست بافته است.

این است دنیای جدیدی كه انسان‌ها به شادمانی در آن بسر می‌برند و از نعمت‌ آزادی و مساوات و دیگر حقوقی كه در جهان قدیم پایمال شده بود، برخوردارند و در این جهان، تمدن روز به روز در حال ترقی و پیشرفت است و ملت عرب از جایگاه و زندگی جدید برخوردار است و آنان با كشورهایی ارتباط دارند كه قبل از بعثت محمدی با آنها در ارتباط نبودند حقا كه این رابطه، فقط به یمن اسلام و حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نصیب آنها شده است.

اغلب، احساس نمی‌كنیم كه سرچشمه‌ی این انقلاب و منبع این سعادت كه همه‌ی ما از آن برخورداریم، حادثه‌ای است كه در این روز به وقوع پیوست، یعنی ولادت حضرت محمد خاتم رسل، امام كل، هادی سبل صلی الله علیه و سلم. همانا این روز، همان روزی است كه سزاوار است بشریت با افتخار و سربلندی و با بلاغت و اختصار چنین زمزمه كند: ولد الهدی فالكائنات ضیاء؛ و فم الزمان تبسم و ثناء. (هدایتگر راستین متولد شد و با تولد او جهان هستی نورانی شد و لبخند و سپاس بر لب‌های روزگار آشكار گشت.)

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons