Home / تاریخ و شخصیت‎ها / تاریخ اسلامی / حماسه کربلا؛ انگیزه ها و دست آوردها

حماسه کربلا؛ انگیزه ها و دست آوردها

چرا حضرت حسین قیام کرد؟

این خود سوالی است که خیلی ها به دنبال جواب قانع کننده و باورمندانه ای برای آن هستند، تا از شبهاتی که در ذهن شان در این مورد پدیدار می شود نجات یابند و برای کسانی که این قیام الهی و جوانمردانه را بدون هدف و لایعنی می دانند، جوابی دندان شکن بدهند.

چنانچه می دانیم و بر همگان واضح و مبرهن است؛ تا زمان حضرت معاویه رضی الله عنه، حضرت حسین رضی الله عنه هیچ عکس العمل منافی با خلافت ایشان نشان نداده و متابعت برادر بزرگوارشان حسن بن علی رضی الله عنه را نمودند. زیرا ایشان با حضرت معاویه رضی الله عنه، زمانیکه یزید فرزندش بر تخت خلافت نشست و خواست توسط دست نشانده اش در مدینه ولید بن عتبه از اهالی مدینۀ منوره بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت بر آنها اجبار نماید، در این بحبوبه حضرت حسین رضی الله عنه و عبدالله بن زبیر رضی الله عنه این در خواست ولید را نپذیرفته و بدون بیعت رهسپار سرزمین حرم امن الهی مکه مکرمه شدند. این موقف متهورانۀ حضرت حسین رضی الله عنه دارای دو مرحله زمانی بود:

مرحلۀ اول: اعلان موقف سیاسی؛ در این مرحله حضرت حسین رضی الله عنه با یزید بیعت ننموده و راهی مکه مکرمه شدند و موقف خود را در قبال حکومت یزید به صورت روشن و شفاف بیان کردند، زیرا که ایشان به دو دلیل خلافت یزید را مشروع نمی دانستند:

اول اینکه از لحاظ شخصیتی، یزید صلاحیت خلافت بر مسلمین را نداشت و الفبای عدالت را نمی شناخت و شروط عدالت در شخص او موجود نبود؛ در حالیکه حضرت حسین رضی الله عنه به مراتب از یزید برای در دست گرفتن خلافت بر مسلمین شایسته تر بود، زیرا که علم، جایگاه و صلاحیت های حضرت حسین رضی الله عنه از او فزون تر و جایگاه اجتماعی ایشان نیز در بین مسلمانها زیاد تر و قوی تر بود. دوم: نبود شورا و وراثتی شدن خلافت در خانوادۀ بنی امیه، این دو عامل عمده و عوامل دیگر باعث گردید که حضرت حسین رضی الله عنه و سایر بزرگان صحابه با دست نشاندۀ یزید در مدینۀ منوره بیعت ننمایند.

مرحلۀ دوم: مقاومت فیزیکی در مقابل سیطره یزید بر کیان امت اسلامی و بنیان گذاری انقلابی عظیم در مقابل این حاکم مستبد؛ تا او را وادار نمایند در مقابل این حاکم مستبد؛ که از ظلم و بی عدالتی و استبداد سیاسی بر علیه امت اسلامی دست بکشد و آن ها را بگذارد آنگونه که می خواهند بر مقدرات خویش تسلط یابند و رهبری امت را به کسی که شایستگی آن را داشته باشد، بسپارند و در آن روزگار برای به دوش گرفتن امر خلافت اسلامی شخصیتی شایسته تر از حضرت حسین رضی الله عنه در بین امت اسلامی وجود نداشت. از این جهت حضرت حسین رضی الله عنه مدت چند ماه در مکه معظمه اقامت نمودند. آن بزرگوار در سوم شعبان سال 60 هجری قمری وارد این شهر مقدس گشته و در هشتم ذی الحجۀ همان سال رهسپار سرزمین عراق گرید و در همین برهه از زمان بود که از طرف اهالی کوفه پیک ها و نامه های فراوانی برای حضرت حسین رضی الله عنه به شهر مکۀ مکرمه فرستاده شد و در آن ها آن حضرت را از وضعیتی که در عراق می گذشت و شور و شعفی که مردمان آن ولایت برای تشریف آوری آن جناب داشتند، مطلع گردانیدند و تمام این موارد باعث گردید که آن حضرت عمو زادۀ شان مسلم بن عقیل را به کوفه بفرستد تا ایشان را از چند و چون قضیه آن با خبر گرداند و به نیابت ایشان با اهالی و اعیان کوفه مذاکره نموده و از آن ها برای حضرتشان بیعت بگیرد تا بعدا در صورت امکان حضرت حسین رضی الله عنه و بستگان و یارانشان بسوی دیار کوفه حرکت نمایند و تحت این عنوان نامه ای برای اهالی کوفه به دست نماینده و فرستادۀ شان مسلم ابن عقیل با این متن فرستادند:

« عموزادۀ خویش و کسی از اهل بیتم را که به او اعتماد داشتم، بسوی تان فرستادم و به او دستور داده ام تا اینکه شرایط و نظریات شما را برای من بفرستد و هرگاه او به من بنویسد که آنگونه که فرستادگانتان گفته اند نظر همۀ شما یکی است و یا در نامه های تان خوانده ام، ان شاء الله بسوی تان گام بر می دارم. (صلابی، 507/8)

نتایج سفر مسلم ابن عقیل به کوفه

مسلم بعد از حرکت از مکه زمانیکه به مدینه رسید، دو نفر به عنوان راهنمای سفر با خود همراه نمود تا او را از بین دشت های برهوت عراق به کوفه برسانند. در اثر گرمی هوا و تشنگی فراوان یکی از آنها در راه فوت کرد. مسلم بن عقیل چون این همه ناملایمات را دید برای پسر عمویش حسین نامه ای نوشت و از او خواست که خواسته اش را که عبارت از طی طریق تا به کوفه بود پس بگیرد و بدانها اجازه دهد که دوباره به مکه معظمه برگردند؛ اما حضرت حسین رضی الله عنه او را دستور به ادامه راه تا رسیدن به کوفه داد تا آن ماموریتش را به اتمام برساند. مسلم بن عقیل به مجرد دخول به کوفه به خانۀ مختار ابن ابی عبید فرود آمد و تا آمدن عبیدالله بن زیاد گماشتۀ تازۀ یزید در خانۀ مختار بود و چون گماشتۀ جدید یزید مردمان کوفه را تحت فشار شدیدی قرار داد وی از آنجا به منزل هانئ بن عروه یکی از اعیان کوفه و خلفای اموی ها که بسیار مورد اعتماد آنان بود پنهان گردید و همچنان به دعوت مردمان کوفه بسوی قیام علیه یزید و گماشته اش در کوفه و بیعت با عموزاده اش حسین بن علی ادامه می داد و روزانه مردان زیادی از اهالی کوفه می آمدند و با او دست بیعت می دادند که تا پای جان برای طرفداری از حضرت حسین رضی الله عنه آماده اند و بعد از آن به خانۀ مسلم ابن عوسجه انتقال یافت و در تمام مدتی که مسلم به صورت سیار در کوفه روزگار می گذراند دوازده هزار از مردمان کوفه به دستان او برای حسین بن علی رضی الله عنه بیعت کردند. مسلم بن عقیل زمانیکه کمال علاقۀ مردمان کوفه را نسبت به حضرت حسین دید، بدین عنوان به ایشان نامه ای فرستاد:

«جلو دار هیچگاه به بستگانش دروغ نمی گوید؛ براستی تمام اهالی کوفه با تو اند، پس به مجردیکه نامه ام به تو رسید بسویشان بشتاب».

حرکت حسین بسوی کوفه و اسباب آن

حضرت حسین رضی الله عنه با رسیدن نامه از طرف فرستاده اش مسلم بن عقیل خودشان را با اهل بیت و همراهان آمادۀ سفر به کوفه نمودند، تعداد زیادی از صحابۀ نبی اکرم صلی الله علیه وسلم زمانیکه از قصد حضرت حسین رضی الله عنه اطلاع یافتند، ایشان را از سفر بدانجا باز داشتند و به آن حضرت گفتند که به قول کوفیان اعتماد نشاید کرد چون آنها با پدرت علی بن ابی طالب چه ها که نکردند و برادرت حسن را مظلومانه به شهادت رساندند و ما می دانیم که به تو نیز در این سفر خطرناک خیانت، و در آخرین لحظات به حمایت از یزید بر علیه  تو می جنگند؛ اما حضرت حسین رضی الله عنه از عاطفۀ سرشار ایمانی و اعتقاد به حقانیتی که داشت به این سفر سرنوشت ساز گام نهاد. یکی از آن صحابه عبدالله بن عباس پسر عموی پدرشان بود که اولا حضرت حسین رضی الله عنه را از این سفر منع کرد ولی زمانیکه پافشاری بیش از اندازۀ حسین رضی الله عنه را ملاحظه کرد از وی خواست که خانواده اش و اهل بیت پیامبر را با خود نبرد چون می دانستند که آنان توانائی برخورد با این مشکلات را نداشتند و از بر خورد ددمنشانۀ یزید و ایادیش در چنین شرایط حساس بر علیه خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بیم داشتند. اما حضرت حسین رضی الله عنه هیچکدام از این نصایح خیر خواهانه را نپذیرفت و سفرش به سوی کوفه را آغازکرد.

در بین راه کوفه بودند که نامه ای به ایشان رسید که در آن از شهادت مسلم بن عقیل و هانئ بن عروه توسط عبیدالله بن زیاد با خبر شدند و کلمۀ استرجاع را خوانده و اشکها از چشمهای مبارک شان در سوگ بهترین یاران از دست رفته اش سرازیر گشت، در این حین که اولین آوازۀ خیانت کوفیان به گوششان رسید عده ای از یارانشان خواستار بازگشت به مکه شدند، اما برادران مسلم و عموزادگان حسین رضی الله عنه گفتند ما هرگز باز نمی گردیم تا همانند برادرمان کشته شویم و یا انتقام خونش را از ظالمان باز پس گیریم حضر ت حسین رضی الله عنه بعد از این عکس العمل منفی آنها فرمودند: زندگی بعد از آنان فایده ای ندارد و به راهشان ادامه دادند و هنگامیکه به منطقه ای به نام زباله رسیدند خبر شهادت پیک دیگر امام حسین به نام عبدالله ابن بقطر که برادر رضاعی شان بود، بدیشان رسید.

وقتی که از این خبر مایؤس کننده مطلع شدند تمام همراهان شان را جمع نموده و خطاب به آنان فرمودند:

«بسم الله الرحمن الرحیم؛ بنده خبر شهادت فجیع مسلم و هانئ و عبدالله را دریافت داشته ام، حامیان ما در کوفه دست از یاری ما برداشته اند، اکنون هرکس می خواهد باز گردد هیچ باکی نیست و ما او را سرزنش نمی کنیم.

آنگاه کسانیکه از مکه و یا بادیه نشینانی که در بین مسیر راه به کاروان حضرت حسین پیوسته بودند و فکر می کردند مال و غنیمتی به آنان خواهد رسید و در کوفه زندگی مرفهی خواهند داشت از کاروان پراکنده شدند و فقط  دلباختگانی که به حسین و آرمان های والایش عشق می ورزیدند، با وی باقی ماندند.

اسباب و نتایج قیام حسینی

بعضی از انسانهای نادان و ساده لوح فکر می کنند که قیام حضرت حسین رضی الله عنه بر خواسته از تفکر قدرت طلبی ایشان بوده است و از آن هیچ نتیجه ای بدست نیاورده اند؛ زیرا آن کوردلان چنین فکر می کنند که موفقیت یک قیام زمانی متحقق می شود که زمام دار آن در میدان نبرد فیزیکی پیروز و موفق بدرآید و خود بر اریکه قدرت تکیه زند. و چون این قیام در میدان نبرد ظاهراً بنفع مخالفین حضرت حسین رضی الله عنه تمام گشت، چنین فیصلۀ فاسدی می کنند. اما واقعیت و حقیقت امر چنین نیست بلکه پیروزی یک قیام و خیزش زمانی مصداق عینی می یابد که اهداف متصدیانش بدست آید و لو به هر قیمتی که تمام شود. حال می نگریم که اهداف عالیۀ حضرت حسین و یاران جان بر کفش از این قیام متهورانه چه بود، و آیا آن اهداف بدست آمده اند یا نه؟ در حالیکه خودشان به ملاقات پروردگار شان شتافتند و فرصت نظارۀ دست آوردهایشان را نیافتند.

اهداف قیام حسینی

 بعد از نگاه و تأملی ژرف و دقیق به این نتیجه می رسیم که تمام آن اهداف عالیه بعد از شهادت جانگداز سبط (نواسه) رسول الله و یاران با وفایش بدست آمد و دیری نپایید که نظام استبدادی یزید مستأصل گردید و تمام کسانی که به نوعی در شهادت حسین رضی الله عنه و همراهانش نقش داشتند به صورت فجیعی سزای جنایاتشان را دیدند و بگونه هایی مشمئز کننده هلاک گردیدند و این نتایج ارزشمند بدست آمد:

1-نائل آمدن شان به مقام شامخ شهادت که یکی از بزرگترین و ارزشمندترین جایگاهها در پیشگاه پروردگار سبحان است؛

2- افشا شدن چهرۀ واقعی یزید وایادیش برای تمام مردم جهان؛ 3- برچیده شدن بساط ظلم یزید و همکفرانش؛4- بیداری مسلمین در سرتاسر کره خاکی؛ 5- پیروزی خون بر شمشیر؛

به مسلمانان این درس را داد که مسلمان واقعی و دوستدار سنت سید المرسلین نباید در مقابل استبداد و بی عدالتی و فساد سر تسلیم نهد.

زمانیکه حضرت حسین ملاحظه نمودند که زمام داری مسلمین از مسیر اصلیش جدا و به انحراف کشیده شده است  و صلاحیتی برای تعیین مقدرات مسلمین ندارند؛ در مقابل چنین حکومتی با تمام نیروی خویش که عبارت از خانواده و بستگانشان بود بقیام بر خواستند و تا پای جان برای نیل به این هدف مقدس مبارزه نمودند و تمام هستی شان را در این راه قربان کردند. شاید بعضی کوردلان سست عنصر بپندارند که هدف از قیام حسین رضی الله عنه و همرزمانش رسیدن به مطامع پست مادی و دنیوی بوده است؛ که همانا نحوه قیام حسین رضی الله عنه و صبرشان در مقابل تمام مشکلاتی که تحمل کردند و عمده ترین آنها با خود بردن تمام نزدیکانشان در کربلا و از دست دادن یکایک شان در مقابل دیدگان خود تمام این مسائل خط بطلانیست بر افکار کسانیکه اینگونه می اندیشند.

تهیه و ترتیب: الله یار رحمتی

پی نوشت ها:

صلابی، علی محمد؛ موسوعة السیر؛ ج:8ص507،بیروت.

نعمانی، عبدالعزیز، حماسۀ کربلا، ص: 53، آوای اسلام، 1389.

۳ تعداد نظرات داده شده در این نوشته

  1. بسیار مفید بود .
    اجرکم عندالله

نظر بدهید

آدرس ایمیل تان نمایش داده نخواهد شد.

Show Buttons
Hide Buttons